<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>تارنگار فرهنگی انجمن بشترنا</title>
<link>http://beshtarna.blogfa.com/</link>
<description>تارنگاری برای رسیدن به آرمان های انسانی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 26 Dec 2009 18:14:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>تسلیت باد شهادت یگانه پیامبر آریایی و یگانه رنگین کمان عشق امام حسین</title>
<link>http://beshtarna.blogfa.com/post-61.aspx</link>
<description>
&lt;br /&gt;&lt;p&gt;
&lt;/p&gt;&lt;h4&gt; هدف عالى قيام امام حسين عليه السلام از زبان خود امام (ع)&lt;/h4&gt;قيام مقدس و پرشكوه 
امام حسين(ع)ريشه در انحراف هاى بـنيادى و اساسى در جـامعه اسلامى داشت. اين انحراف 
ها زائيده انحراف حكومت اسلامى از مسير اصلى خود از سقيفه به بـعد بـود. كه پس از 
شهادت على(ع)كلا بـه دست سلسله سفيانى و حزب ضد اسلامى اموى افتاد. بـه گواهى اسناد 
تاريخى، سران اين حزب هيچ اعتقادى بـه اسلام و اصول آن نداشتند(1). و ظهور اسلام و 
به قدرت رسيدن پيامبر اسلام(ص)ر، جلوه اى از پيروزى تـيره بـنى هاشم بـر تـيره بـنى 
اميه، در جريان كشمكش قبيلگى در درون طايفه بـزرگ قريش مى دانستند(2). 
&lt;p&gt;و بـا يك حـركت خـزنده، بـه تـدريج در پـوشش اسـلام بـه مناصب كليدى دسـت 
يافتند() و سرانجـام از سال چهلم هجـرى، حكومت اسلامى و سرنوشت و مقدرات امت اسلامى 
به دست اين حزب افتاد و پس از بيست سال حكومت معاويه، و بـه دنبـال مرگ وى، پـسرش 
يزيد بـه قدرت رسيد كه اوج انحراف بـنيادى، و جلوه اى آشكار از ظهور ((جاهليت نو)) 
در پوشش ظاهرى اسلام بود(3).امام حـسـين(ع)نمى تـوانسـت در بـرابـر چـنين فاجـعه اى 
سكوت كند و احساس وظيفه مى كرد كه در بـرابـر اين وضع، اعتـراض و مخالفت كند. 
سخنان، نامه ها و ساير اسنادى كه از امام حسين(ع)به دسـت ما رسـيده، بـه روشنى 
گوياى اين مطلب اسـت. اين اسناد بـيانگر آن است كه از نظر امام، پـيشوا و رهبـر 
مسلمانان شـرائط و ويژگى هايى دارد كه امويان فـاقـد آنها بـودند و اسـاس انحراف ها 
و گمراهيها اين بود كه عناصر فاسد و غير لايق، تكيه بر مسند خلافت اسلامى و جايگاه 
والاى پـيامبـر زده بـودند و حاكميت و زمامدارى آنه، آثار و نتائج بـسيار تلخ و 
ويرانگرى بـه دنبـال آورده بود. &lt;br /&gt;چـند نمونه از تـاءكيدهاى امام در اين بـاره 
يادآورى مى شـود: &lt;/p&gt;
&lt;h3&gt;ويژگى هاى پيشواى مسلمانان&lt;/h3&gt;&lt;br /&gt;1 - در نخستين روزهايى كه امام حسين(ع)در 
مدينه، بـراى بـيعت جهت يزيد، در فشار بود، در پاسخ وليد كه پيشنهاد &lt;br /&gt;بيعت بـا 
يزيد را مطرح كرد، فـرمود: اينك كه مسـلمانان بـه فـرمانروايى مانند يزيد گرفتار 
شده اند، بايد فاتحه اسلام را خواند(4). &lt;br /&gt;2 - امام ضمن پاسخ نامه هاى كوفيان، 
نوشت: &lt;br /&gt;... امام و پيشواى مسلمانان كسـى اسـت كه بـه كتـاب خـدا عمل نموده راه 
قسط و عدل را در پـيش گيرد و از حـق پـيروى كرده بـا تمام وجود خويش مطيع فرمان خدا 
باشد(5). &lt;br /&gt;3 - امام حـسـين(ع)هنگام عزيمت بـه سـوى عراق در منزلى بـنام ((بيضه)) 
خطاب به ((حر)) خطبه اى ايراد كرد و طى آن انگيزه قيام خود را چنين شرح داد: 
&lt;br /&gt;((مردم! پـيامبـر خدا(ص)فرمود: هر مسلمانى بـا حكومت ستـمگرى مواجـه گردد كه 
حـرام خدا را حـلال شمرده و پـيمان الهى را درهم مى شكند، بـا سنت و قانون پـيامبـر 
از در مخالفت درآمده در ميان بـندگان خـدا راه گناه و معصـيت و تـجـاوزگرى و دشـمنى 
در پـيش مى گيرد، ولى او در مقابـل چنين حكومتى، بـا عمل و يا بـا گفتار اظهار 
مخالفت نكند، بـرخـداوند است كه آن فرد(ساكت)را بـه كيفر همان ستمگر(آتش جهنم)محكوم 
سازد. &lt;br /&gt;مردم! آگاه باشيد اينان(بنى اميه)اطاعت خدا را ترك و پيروى از شيطان را 
بـر خود فرض نموده اند، فساد را تـرويج و حدود الهى را تعطيل نموده فى را(كه مخصوص 
بـه خـاندان پـيامبـر است)بـه خـود اختصاص داده اند و من بـه هدايت و رهبـرى جامعه 
مسلمانان و قيام بـر ضد اين همه فساد و مفسدين كه دين جدم را تغيير داده اند، از 
ديگران شايسته ترم ...)) (6). &lt;br /&gt;حاكميت بـنى اميه كه امام در اين سخنان بـه گوشه 
هايى از آثـار سوء آن اشاره نموده، در شوون مختـلف جامعه اسلامى اثر گذاشتـه و فساد 
و آلودگى و گمراهى را گستـرده و عمومى ساخـتـه بـود. امام حسين(ع)در موارد متعددى 
انگشت روى اين عواقب سوء گذاشتـه و بـه مردم هشـدار داده اسـت كـه بـه چـند نمـونه 
آن اشـاره مـى شـود: &lt;br /&gt;
&lt;h3&gt;محو سنتها و رواج بدعتها &lt;/h3&gt;&lt;br /&gt;آن حـضرت پـس از ورود بـه مكه، نامه اى بـه 
سران قبـائل بـصره فرستاد و طى آن چنين نوشت: &lt;br /&gt;((...اينك پيك خود را بـا اين 
نامه بـه سوى شما مى فرستم، شما را به كتاب خدا و سنت پيامبـر دعوت مى كنم، زيرا در 
شرائطى قرار گرفته ايم كه سنت پيامبر به كلى از بين رفته و بـدعتها زنده شده است، 
اگر سخـن مرا بـشنويد، شما را بـه راه راسـت هدايت خـواهم كرد...)) (7). ديگر به حق 
عمل نمى شود. &lt;br /&gt;حسين بـن على(ع)در راه عراق در منزلى بـه نام ((ذى حـسم)) در ميان 
ياران خود بـه پـا خـاست و خـطبـه اى بـدين شرح ايراد نمود: &lt;br /&gt;پـيشامدها همين است 
كه مى بـينيد، جـدا اوضاع زمان دگرگون شده زشتيها آشكار و نيكيها و فضيلتها از محيط 
ما رخت بر بسته است و از فضيلتها جز اندكى مانند قطرات تـه مانده ظرف آب بـاقى 
نمانده است. مردم در زندگى پست و ذلتبارى به سر مى بـرند و صحنه زندگى، همچون 
چراگاهى سنگلاخ، و كم علف، به جايگاه سخت و دشوارى تبـديل شده است. &lt;br /&gt;آيا نمى 
بينيد كه ديگر بـه حق عمل نمى شود، و از بـاطل خوددارى نمى شود؟! در چـنين وضعى جـا 
دارد كه شخص بـا ايمان(از جـان خود گذشتـه)مشتـاق ديدار پـروردگار بـاشد. در چنين 
محيط ذلتـبـار و آلوده اى، مرگ را جـز سعادت; و زندگى بـا ستـمگران را جـز رنج و 
آزردگى و ملال نمى دانم...)) (8). &lt;br /&gt;
&lt;h3&gt;مسخ هويت دينى مردم &lt;/h3&gt;&lt;br /&gt;حاكميت زمامداران اموى و اجراى سياست هاى ضد 
اسلامى توسط آنان، هويت دينى مردم را مسخ كرده ارزشهاى معنوى را در جامعه از بـين 
برده بود. امام در دنباله سخنان خود در منزل ((ذى حسم)) فرمود: &lt;br /&gt;((...مردم 
بندگان دنيايند، دين بـه صورت ظاهرى و در حد حرف و سخن در زبـانشان مطرح مى شود، تا 
زمانى كه معاش و زندگى ماديشان رونق دارد، در اطراف دين گـرد مىآيند، اما زمانى كـه 
بـا بـلا و گرفتارى آزمايش شوند، دينداران در اقليت هستند. &lt;br /&gt;
&lt;h3&gt;پيام جاويد قيام امام حسين(ع) &lt;/h3&gt;&lt;br /&gt;پيام قيام با شكوه سيدالشهداء(ع)منحصر 
به آن زمان نيست، بلكه اين پـيام پـيامى جاويد و ابـدى است و فراتـر از محدوده زمان 
و مكان است، هرجا و در هر جامعه اى كه به حق عمل نشود، و از بـاطل خوددارى نشود، 
بدعتها زنده، و سنتها نابـود شود، هرجا كه احكام خدا تغيير و تحريف يابد و حاكمان و 
زمامداران بـا زور و ستمگرى بـا مردم رفتـار كنند، در هر جـامعـه اى كه ويژگى هاى 
جـاهليت را داشته باشد آن جامعه، جامعه اى يزيدى بـوده، و مبـارزه و مخالفت بـا 
مفاسد و آلودگى ها و آمران و عاملان آنه، كارى حـسينى خواهد بود. 
&lt;h4&gt;پاورقيها: &lt;/h4&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;1 - سـيدعـليخـان مدنى، الدرجـات الرفيعـه، ص 243، ابـن ابـى الحديد، شرح 
نهج البلاغه، ج8، ص 257 - مسعودى، مروج الذهب، ج3، ص 454 ضمن شرح حال ماءمون عباسى. 
&lt;br /&gt;2 - ابن ابى الحديد، همان كتاب، ج9، ص 53(خطبه 139) و نيز ج2، ص 44 - 45 - ابن 
عبـدالبـر، الاستيعاب فى معرفه الاصحاب(در حاشيه الاصابه)ج4، ص 87. &lt;br /&gt;- اين حركت 
از اواخر خلافت خليفه دوم آغاز گرديد كه معاويه از طرف وى به حكمرانى شام منصوب شد 
و مدت پنج سال در اين سمت باقى بـود و در تـمام مدت خلافت عثـمان نيز(12 سال) در 
اين منصب ابـقا گرديد و از همـان سـالـها روياى خـلافـت آينده خـود را مـى ديد و 
پايه هاى آن را مى ريخت و در اواخـر خـلافت عثـمان، در واقع وى در مدينه خليفه 
تشريفاتى بود و تصميم گيرنده اصلى، حاكم مقتدر شام بود. &lt;br /&gt;3 - نگاه كنيد به: امام 
حسين(ع) و جـاهليت نو، جـواد سليمانى، قم، انتشارات يمين. &lt;br /&gt;4 - سيد بن طاووس، 
اللهوف فى قتلى الطفوف، ص 11. &lt;br /&gt;5 - طبرى، تاريخ الامـم والـمـلـوك، ج6، ص 196 - 
شـيخ مـفـيد، الارشاد، ص 204. &lt;br /&gt;6 - طبرى، همان كتاب، ص 229 - ابـن اثير، الكامل 
فى التاريخ، ج4، ص 48. &lt;br /&gt;7 - طبرى، همان كتاب، ص 200. &lt;br /&gt;8 - حسن بـن على بـن 
شعبـه، تحف العقول، ص 245 - طبـرى، همان كتاب، ص 239. &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;hr width=&quot;100%&quot; size=&quot;2&quot; /&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;
&lt;/p&gt;&lt;table cellspacing=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; style=&quot;line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;background-color: rgb(255, 204, 0);&quot;&gt;&lt;font face=&quot;Tahoma&quot; color=&quot;#000080&quot; size=&quot;2&quot;&gt;  زندگی نامه زرتشت : &lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-family: Tahoma; font-size: 9pt;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;درين نوشته بگونه اي کوتاه آورده مي شود که زرتشت از چه و چگونه 
ساخته شد و براي چه پا بدين دنيا گذاشت و دليل مبارزه اش چيست.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-family: Tahoma; font-size: 9pt;&quot;&gt;از 
انروز که اهريمن بد نهاد به جنگ با هرمزد آغاز کرد ، شش هزار سال گذشته بود و درين 
مدت، اهرمن دوبار با (آفات و ديوان و تاريکي و بيماري و درد و نياز و خشم و دروغ) 
به جهان هورمزد کمين زده و آب و خاک و گياه و حيوان و مردم را آزار کرده بود. در سه 
هزار سال سوم، هورمزد براي رهايي ازين آفت ها ، زرتشت را به اين گيتي فرستاد و دين 
و آيينهاي خود را به او سپرد تا مردمان را به سوي نيکي راهبري کند و جهان را به 
راستي و پاکي و آباداني از شر و بديِ اهريمن آزاد گرداند تا پيروزي هورمزد به انجام 
برسد. در پايان آن سه هزار سال، (رستاخيز) خواهد شد و بدي و زشتي و ناپاکي از ميان 
بر خواهد خاست و دست اهريمن تا ابد از دامان آفريدگان اهورامزدا کوتاه خواهد شد و 
جهان، پاک و فرِ نخستين را باز خواهد يافت. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-family: Tahoma; font-size: 9pt;&quot;&gt;بنابر گفتارهاي زرتشتي ، براي زادن زرتشت سه چيز از جهان بالا بهم 
پيوست: نخست، فره ي زرتشت که فروغ و شکوه ايزدي بود، دوم روان بود و سوم، تن. اينک 
بهترست به تشريح هريک ازين سه عنصر و چگونگي همگون شدن انها براي زايش اشو زرتشت 
پرداخته شود تا خواننده اي که بتازگي به کاوش در دين زرتشت علاقمند شده است بداند 
که خوشحالي و شگفتي زرتشتيان از زايش اشو زرتشت از چه روست.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-family: Tahoma; font-size: 9pt;&quot;&gt;فره ي 
زرتشت&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-family: Tahoma; font-size: 9pt;&quot;&gt;فره 
ي زرتشت را اهورا مزدا از «روشنايي بيکران» که در «سپهر ششم» بود بنا کرد و از آنجا 
به خورشيد و از آنجا به ماه و از انجا به سپهر ستارگان که در زير سپهر ماه بود، 
فرود آورد. از «سپهر ستارگان» ، فره ي زرتشت به آتشگاه خاندان «فِراهيم روان زُيش» 
فرود آمد. از آن پس ، آتشگاه فراهيم بدون نيازمندي به چوب و هيمه ، پيوسته و با 
فروغ بسيار مي سوخت. فراهيم نياي زرتشت شد و فره ي زرتشت از اتشگاه خانه در وجود زن 
فراهيم که فرزندي را آبستن بود داخل شد. پس از چندي زن فراهيم دختري بدنيا اورد که 
نامش را «دغدوا» يا «دغدو» گذاردند. دغدوا همچون ديگر کودکان رشد ميکرد و چون فره ي 
ايزدي را در وجود خود داشت چون چراغ ميدرخشيد و نور مي پراکند. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-family: Tahoma; font-size: 9pt;&quot;&gt;از 
ديگر سو، اهريمنان که از زادن زرتشت بيم داشتند ، وسيله انگيختند تا فراهيم و ديگر 
مردمان گمان کنند که دغدوا ازينرو انچنان ميدرخشد که با جادوگران راه دارد. پس 
فراهيم فريب خورد و دغدوا را از خانه و قبيله ي خويش راند. دغدوا در مسير آوارگي 
خود به قبيله ي «سپيتمان» رسيد و در خانه ي سرور قبيله فرود آمد. پس از چندي دغدو 
با «پوروشَسپ»، فرزند رئيس قبيله ازدواج کرد. بدين گونه بود که فره ي زرتشت از 
خاندان فراهيم به خاندان سپيتمان و پوروشسپ، پدر زرتشت رسيد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-family: Tahoma; font-size: 9pt;&quot;&gt;روان 
زرتشت&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-family: Tahoma; font-size: 9pt;&quot;&gt;روان زرتشت را هورمزد بگونه ي «ايزدان بهشتي» آفريد. پيش از آنکه زرتشت 
به جهان زيرين بيايد، روان وي در جهان بالا ميزيست. چون زمان زادن زردشت رسيد 
«بهمن» و «ارديبهشت» از ايزدان مينوي و ياوران هورمزد، ساقه ي بلند و زيبايي از 
گياه «هَوم» را از سپهر ششم که جايگاه روشنايي بيکران است، برگرفتند و بزمين فرود 
آمدند و آنرا بر سر درختي که دو مرغ برآن آشيانه داشتند فرود آوردند. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-family: Tahoma; font-size: 9pt;&quot;&gt;«مار»ي به آشيانه راه يافت و چوجه ي مرغان را فرو برد. آنگاه ساقه ي 
هوم، مار را کشت و مرغکان را رهايي بخشيد. آنگاه روزي پوروشسپ که تازه دغدوا را 
بزني گرفته بود درپي گله به چراگاه رفت . در راه ، بهمن و ارديبهشت بر او آشکار 
شدند و او را بسوي درختي که ساقه ي هوم برآن بود رهبري کردند. پوروشسپ بياري اين دو 
مهين-فرشته، ساقه ي مقدس را بدست آورد و آنرا بخانه برد و بزن خويش سپرد تا آنرا 
نگاه دارد. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-family: Tahoma; font-size: 9pt;&quot;&gt;تن 
زرتشت&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-family: Tahoma; font-size: 9pt;&quot;&gt;گوهرِ تن اشو زرتشت از «آب و گياه» بدست «خورداد» و «امرداد» ، دو ايزد 
ديگر از ياوران هورمزد ساخته شد. خورداد، «ايزد آبها» ست و امرداد ، «ايزد گياهان». 
پس خورداد و مرداد در آسمان، ابر انگيختند و باران فرواني بر زمين باريد. چارپايان 
و مردمان شاد شدند و گياهان، تازه و خرم گرديدند. مايه ي تن زرتشت، که خورداد و 
امرداد در باران نشانده بودندش، با قطرات باران بزمين رسيد و در دل گياه جاي گرفت. 
&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-family: Tahoma; font-size: 9pt;&quot;&gt;آنگاه پوروشسپ براهنمايي خورداد و امرداد، شش گاو پرمايه برداشت و به 
چراگاه برد. گاوان از گياهاني که مايه ي تن زرتشت در آنها بود خوردند. بزودي 
پستانهاي گاوان پرشير شد و مايه ي تن زرتشت به شير انها آميخت. پوروشسپ گاوان را 
بخانه برد و به دغدو سپردشان تا انها را بدوشد. آنگاه زن و شوي اش ، ساقه ي گياه 
مقدس هوم را که بياري بهمن و ارديبهشت بدست آورده بودند ، نرم کردند و در شير 
آميختند و از آن خوردند. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-family: Tahoma; font-size: 9pt;&quot;&gt;بدين گونه؛ روان زرتشت و مايه ي تن وي در وجود دغدوا با فره ي زرتشت گرد 
آمد و پس از چندي زرتشت براي راهبري دين و آيين هورمزد در ششم فروردينگان از مادرش 
دغدوا در کنار درياي چي چست اروميه زاده شد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-family: Tahoma; font-size: 9pt;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;border: medium none rgb(102, 102, 102); line-height: 30px; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;سخنان اشو زرتشت پیامبر بزرگ ایران زمین&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;border: medium none rgb(102, 102, 102); line-height: 30px; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;*جهان به آن نیرزد که 
پریشان کنی دلی را.&lt;br /&gt;* فرو رفتن در غم و اندوه 
هیچ کس را در دین مومن نمی‌سازد.&lt;br /&gt;* کار نیکی که 
برای دیگران انجام می‌دهید، وظیفه نیست بلکه یک نوع لذت است که برای شما سلامتی و 
آرامش خاطر به ارمغان می‌آورد. &lt;br /&gt;* بهترین زندگی 
برای کسانی است که نیک بیاندیشند و پارسایی را سرلوحه زندگی خود کنند.&lt;br /&gt;*شریف ترین دل‌ها، دلی است که اندیشه آزار کسان در آن 
نباشد.&lt;br /&gt;*خوشبختی از آن کسی است که در پی 
خوشبختی دیگران باشد.&lt;br /&gt;* هر عمل بزرگ از فکر 
بزرگ سرچشمه می‌گیرد.&lt;br /&gt;* نیکی و سود خویش را در 
زیان دیگر کسان مخواه.&lt;br /&gt;* آن چه را که می‌شنوید 
با عقل سلیم و منش پاک و روشن بسنجید و آن گاه بپذیرید.&lt;br /&gt;* نیک می‌دانم که هیچ نیایشی نیست که از جان و دل برآید 
و بی پاسخ بماند.&lt;br /&gt;* اگر می‌خواهی با خداوند یکی 
شوی، نگاهی به پیرامونت بینداز و به اندرون خود بنگر.&lt;br /&gt;*زننده‌ترین حیواناتی که من تا کنون دیده ام چاپلوسانند، 
آنها از دوست داشتن سر در نمی‌آورند و فقط تقلید عاشق شدن را می‌کنند.&lt;br /&gt;* تنهایی می‌تواند قابلهء زادن اندیشه‌ای بزرگ باشد، اما 
جایی می‌توانی به تنهاییت اطمینان کنی که اندیشه‌ی نیک، در آنجا خانه ساخته باشد. 
&lt;br /&gt;* همسایه ی خود را مانند خود دوست بدار، اما 
ابتدا خویش را دوست تر بدار چرا که انسانی که به خود احترام گذاشت، به خالق خویش 
احترام گذارده است. &lt;br /&gt;* حسن بلند پروازی در آن 
است که انسان را پر جنب و جوش نگه می‌دارد، اما اگر این بلند پروازی باعث گردد که 
انسان از واقعیت های روزمره دور بماند، آن دیگر بلندپروازی نیست بلکه کوته نظری 
است. &lt;br /&gt;* برای آدمی ‌در زندگی، هیچ خیری بالاتر 
از پاکیزگی نیست. این پاکیزگی همان است که از قانون اهورمزدا به دست می‌آید، و پاکی 
و پاکیزگی قانون دین من است.&lt;br /&gt;* خدای زرتشت 
بخشایشگر و پر جوشش است  پس از کسی که می‌بخشد، نباید ترسید، تنها چیزی که باید از 
آن ترسید همان «ترس» است.&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;border: medium none rgb(102, 102, 102); line-height: 30px; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt; &lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;border: medium none rgb(102, 102, 102); line-height: 30px; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt; &lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;border: medium none rgb(102, 102, 102); line-height: 30px; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;border: medium none rgb(102, 102, 102); line-height: 30px; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.seemorgh.com/culture&quot;&gt;www.seemorgh.com/culture&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;border: medium none rgb(102, 102, 102); line-height: 30px; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;منبع: zartoshtt.blogfa.com&lt;/div&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sat, 26 Dec 2009 18:14:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=beshtarna&amp;postid=61</comments>
<dc:creator>beshtarna</dc:creator>
<guid>http://beshtarna.blogfa.com/post-61.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>...شب پیروزی خرشید بر اهریمن مبارک...</title>
<link>http://beshtarna.blogfa.com/post-60.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;شب چله (یلدا)&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H3 dir=rtl&gt;شب زايش خورشيد و آغاز سال نو ميترايی&lt;/H3&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;KBD&gt;رضا مرادی غیاث آبادی&lt;/KBD&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دیر زمانی است كه مردمان ایرانی و بسیاری از جوامع دیگر، در آغاز فصل زمستان مراسمی را برپا می‌دارند كه در میان اقوام گوناگون، نام‌ها و انگیزه‌های متفاوتی دارد. در ایران و سرزمین‌های هم‌فرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام «شب چله» یا «شب یلدا» نام می‌برند كه همزمان با شب انقلاب زمستانی است. به دلیل دقت گاهشماری ایرانی و انطباق كامل آن با تقویم طبیعی، همواره و در همه سال‌ها، انقلاب زمستانی برابر با شامگاه سی‌ام آذرماه و بامداد یكم دی‌ماه است. هر چند امروزه برخی به اشتباه بر این گمانند كه مراسم شب چله برای رفع نحوست بلندترین شب سال برگزار می‌شود؛ اما می‌دانیم كه در باورهای كهن ایرانی هیچ روز و شبی، نحس و بد یوم شناخته نمی‌شده است. جشن شب چله، همچون بسیاری از آیین‌های ایرانی، ریشه در رویدادی كیهانی دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خورشید در حركت سالانه خود، در آخر پاییز به پایین‌ترین نقطه افق جنوب شرقی می‌رسد كه موجب كوتاه شدن طول روز و افزایش زمان تاریكی شب می‌شود. اما از آغاز زمستان یا انقلاب زمستانی، خورشید دگرباره بسوی شمال شرقی باز می‌گردد كه نتیجه آن افزایش روشنایی روز و كاهش شب است. به عبارت دیگر، در شش‌ماهه آغاز تابستان تا آغاز زمستان، در هر شبانروز خورشید اندكی پایین‌تر از محل پیشین خود در افق طلوع می‌كند تا در نهایت در آغاز زمستان به پایین‌ترین حد جنوبی خود با فاصله 5/23 درجه از شرق یا نقطه اعتدالین برسد. از این روز به بعد، مسیر جابجایی‌های طلوع خورشید معكوس شده و مجدداً بسوی بالا و نقطه انقلاب تابستانی باز می‌‌گردد. آغاز بازگردیدن خورشید بسوی شمال‌شرقی و افزایش طول روز، در اندیشه و باورهای مردم باستان به عنوان زمان زایش یا تولد دیگرباره خورشید دانسته می‌شد و آنرا گرامی و فرخنده می‌داشتند.  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در گذشته، آیین‌هایی در این هنگام برگزار می‌شده است كه یكی از آنها جشنی شبانه و بیداری تا بامداد و تماشای طلوع خورشید تازه متولد شده، بوده است. جشنی كه از لازمه‌های آن، حضور كهنسالان و بزرگان خانواده، به نماد كهنسالی خورشید در پایان پاییز بوده است، و همچنین خوراكی‌های فراوان برای بیداری درازمدت كه همچون انار و هندوانه و سنجد، به رنگ سرخ خورشید باشند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بسیاری از ادیان نیز به شب چله مفهومی دینی دادند. در آیین میترا (و بعدها با نام كیش مهر)، نخستین روز زمستان به نام «خوره روز» (خورشید روز)، روز تولد مهر و نخستین روز سال نو بشمار می‌آمده است و امروزه كاركرد خود را در تقویم میلادی كه ادامه گاهشماری میترایی است و حدود چهارصد سال پس از مبدأ میلادی به وجود آمده؛ ادامه می‌دهد. فرقه‌های گوناگون عیسوی، با تفاوت‌هایی، زادروز مسیح را در یكی از روزهای نزدیك به انقلاب زمستانی می‌دانند و همچنین جشن سال نو و كریسمس را همچون تقویم كهن سیستانی در همین هنگام برگزار می‌كنند. به روایت بیرونی، مبدأ سالشماری تقویم كهن سیستانی از آغاز زمستان بوده و جالب اینكه نام نخستین ماه سال آنان نیز «كریست» بوده است. منسوب داشتن میلاد به میلاد مسیح، به قرون متأخرتر باز می‌گردد و پیش از آن، آنگونه كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه نقل كرده است، منظور از میلاد، میلاد مهر یا خورشید است. نامگذاری نخستین ماه زمستان و سال نو با نام «دی» به معنای دادار/خداوند از همان باورهای میترایی سرچشمه می‌گیرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نخستین روز زمستان در نزد خرمدینانی كه پیرو مزدك، قهرمان بزرگ ملی ایران بوده‌اند (كه هنوز هم حامیان سرمایه‌داری لجام گسیخته اندیشه‌های عدالت‌جویانه او را سد راه منافع طبقاتی خود می‌دانند) سخت گرامی و بزرگ دانسته می‌شد و از آن با نام «خرم روز» یاد می‌كرده و آیین‌هایی ویژه داشته‌اند. این مراسم و نیز سالشماری آغاز زمستانی هنوز در میان برخی اقوام دیده می‌شود كه نمونه آن تقویم محلی پامیر و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجیكستان) است. همچنین در تقویم كهن ارمنیان نیز از نخستین ماه سال نو با نام «ناواسارد» یاد شده است كه با واژه اوستایی «نوسرذه» به معنای «سال نو» در پیوند است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هر چند برگزاری مراسم شب چله و میلاد خورشید در سنت دینی زرتشتیان پذیرفته نشده است؛ اما خوشبختانه اخیراً آنان نیز می‌كوشند تا این مراسم را همچون دیگر ایرانیان برگزار كنند. البته در &lt;A href=&quot;http://www.ghiasabadi.com/salnamayeDini.html&quot; target=ttp://www.ghiasabadi.com/salnamayeDini.html&gt;تقویم نوظهوری كه برخی زرتشتیان&lt;/A&gt; از آن استفاده می‌كتتد و دارای سابقه تاریخی در ایران نیست، زمان شب چله با 24 آذرماه مصادف می‌شود كه نه با تقویم طبیعی انطباق دارد و نه با گاهشماری دقیق ایرانی و نه با گفتار ابوریحان بیرونی كه از شب چله با نام «عید نود روز» یاد می‌كند. از آنرو كه فاصله شب چله با نوروز، نود روز است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG src=&quot;http://aeimani.persiangig.com/image/Yalda/yalda2.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امروزه می‌توان تولد خورشید را آنگونه كه پیشینیان ما به نظاره می‌نشسته‌اند، تماشا كرد: در دوران باستان بناهایی برای سنجش رسیدن خورشید به مواضع سالانه و استخراج تقویم ساخته می‌شده كه یكی از مهمترین آنها چارتاقی نیاسر كاشان است كه فعلاً تنها بنای سالم باقی‌مانده در این زمینه در ایران است. پژوهش‌های نگارنده كه در سال 1380 منتشر شد (نظام گاهشماری در چارتاقی‌های ایران)، نشان می‌دهد كه این بنا بگونه‌ای طراحی و ساخته شده است كه می‌توان زمان رسیدن خورشید به برخی از مواضع سالانه و نیز نقطه انقلاب زمستانی و آغاز سال نو میترایی را با دقت تماشا و تشخیص داد. چارتاقی نیاسر بنایی است كه تولد خورشید بگونه‌ای ملموس و قابل تماشا در آن دیده می‌شود. این ویژگی را چارتاقی «بازه هور» در راه نیشابور به تربت حیدریه و در نزدیكی روستای رباط سفید، نیز دارا است كه البته فعلاً دیواری نوساخته و الحاقی مانع از دیدار پرتوهای خورشید می‌شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هر ساله مراسم دیدار طلوع و تولد خورشید و بررسی نظریه نگارنده در چارتاقی‌های ایران و از جمله چارتاقی‌های &lt;A href=&quot;http://www.ghiasabadi.com/niasar0.html&quot;&gt;نیاسر&lt;/A&gt;، &lt;A href=&quot;http://www.ghiasabadi.com/nevis.html&quot;&gt;نویس&lt;/A&gt; و &lt;A href=&quot;http://www.ghiasabadi.com/botkhaneh.html&quot;&gt;بتخانهٔ آتشکوه&lt;/A&gt;، با حضور دوستداران باستان‌ستاره‌شناسی ایرانی و دیگر علاقه‌مندان در محل چارتاقی‌ها برگزار می‌‌شود. 
&lt;P dir=rtl&gt;این نوشتار نگارنده، در صفحه علم روزنامه شرق (4 دی‌ماه 1384) نیز منتشر شده است.  
&lt;P dir=rtl&gt;ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 
&lt;ADDRESS dir=rtl&gt;همچنین بنگرید به:&lt;/ADDRESS&gt;
&lt;ADDRESS dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://www.ghiasabadi.com/niasar.html&quot;&gt;گردهمایی و دیدار زایش خورشید در چارتاقی نیاسر&lt;/A&gt;&lt;/ADDRESS&gt;
&lt;ADDRESS dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;A href=&quot;http://www.ghiasabadi.com/niasar3.html&quot;&gt;یادداشت‌هایی از دیدارهای گروهی طلوع خورشید در تقویم آفتابی چارتاقی نیاسر&lt;/A&gt;&lt;/B&gt;&lt;/ADDRESS&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;CODE&gt;گفتگوی خانم &lt;A href=&quot;http://www.noufe.com/&quot; target=http://www.noufe.com&gt;نوشین شاهرخی&lt;/A&gt; به مناسبت شب چله (یلدا) با آقایان دکتر جلیل دوستخواه، دکتر جلال خالقی مطلق، دکتر پرویز رجبی و این نگارنده. این برنامه را در &lt;A href=&quot;http://noufe.com/persish/seda/shab%20e%20chelle.MP3&quot; target=http://noufe.com/persish/seda/shab%20e%20chelle.MP3&gt;اینجا&lt;/A&gt; بشنوید.  &lt;/CODE&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گفتگو با بخش فارسی رادیو بی‌بی‌سی (29 آذرماه 1386).&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گفتگو در برنامه زنده صبح بخیر ایران، شبکه یک تلویزیون (یکم دی‌ماه 1386).&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://www.rfi.fr/actufa/articles/108/article_4693.asp&quot;&gt;گزارش رادیو فرانسه&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 20 Dec 2009 10:07:03 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=beshtarna&amp;postid=60</comments>
<dc:creator>beshtarna</dc:creator>
<guid>http://beshtarna.blogfa.com/post-60.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما</title>
<link>http://beshtarna.blogfa.com/post-59.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#008080 size=2&gt;به ياد حسين گل گلاب و سرود اي ايران&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.jazirehdanesh.com/files/iran/pages/golgolab.jpg&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;SPAN&gt;استاد گل گلاب در سال 1274 در تهران متولد شد. تحصيلات را در مدرسه علميه و دارالفنون ادامه داد. او فرزند ابوتراب خان (مصورالملک) نقاش زمان قاجار بود که به ادامه تحصيل فرزندش علاقه بسیار داشت. &lt;BR&gt;او از معلمين فرانسوي دارالفنون زبان فرانسه آموخت و چون شاگرد برجسته اي بود ضمن تحصيل به کار تدريس هم مشغول شد. &lt;BR&gt;گل گلاب از گیاه شناسان معروف آن دوره بود و اولين کسي است که کتاب طبيعي نوشت. وی از سال 1304 تا سال 1317 دوازده جلد کتاب در رشته جغرافيا و طبيعي تهيه کرد که در مدارس تدريس مي شد. &lt;BR&gt;استاد گل گلاب از سال 1307 مسئول تحقيقات علمي گياه شناسي شد و از زمان تاًسيس دانشگاه تهران تا سال 1345 به تدريس اشتغال داشت و هيچگاه گرد سياست و تجارت نگشت. گفتنی ست در دانشگاه تهران هنوز کرسی ای به نامش وجود دارد. &lt;BR&gt;گل گلاب با همکاري کلنل کاظم وزيري و علينقي خان وزيري موسيقي آموخت و براي تعليم تار به کلاس علی نقی خان مي رفت. پس از سرودن اي ايران که تحت تاًثير اشغال ايران توسط متفقين ساخته شد تبدیل به چهره ای جاودانه شد. &lt;BR&gt;گل گلاب در فرهنگستان ايران عضويت داشت و لغات زيادي خصوصاً در رشته علوم طبيعي پيشنهاد کرد که تصويب رسید و اکنون در زبان فارسي رواج دارد. &lt;BR&gt;استاد گل گلاب دردوم آذر 1363 در 87 سالگي در گذشت. در روز های پایانی عمر او به تنظيم فرهنگ نامه و بيولوژي گياهان ايران مشتغول بود.که عمر وفا نکرد و معلوم نيست که مطالعات چه سرنوشتی پیدا کرده است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;ماجرای سرود جاودانه ای ایران:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اين قطعه را روح الله خالقی آهنگساز نامدار روی شعری از حسين گل گلاب ساخت. ويژگی شعر ای ايران آن است که تمام واژگان آن به زبان فارسی است و واژگان بيگانه در آن راه نيافته است. &lt;BR&gt;سرود ای ايران در فضايی حماسی و در آواز دشتی ساخته شده است. گفته می شود که ملودی اصلی و پايه ای کار از برخی نغمه های موسيقی بختياری که از فضايی حماسی برخوردار است، گرفته شده است. &lt;BR&gt;با پرداخت و تنظيم حرفه ای زنده ياد خالقی اين سرود در اجرای نخست به صورت کر خوانده شد، اما ساختار محکم شعر و موسيقی آن سبب شد تا در دهه های بعد خوانندگان آن را به صورت تک خوانی اجرا کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نقل میکنند در شهریور ۱۳۲۳ ،که نیروهای انگلیسی و دیگر متفقین، تهران را اشغال کرده بودند،حسین گل گلاب در خیابان هدایت می بیند که  یک سرباز انگلیسی در حال کتک زدن و فحاشی به یک بقال ایرانیست. حتی به یک افسر نظامی هم که به قصد مداخله وارد ماجرا میشود، سیلی محکمی میزند. &lt;BR&gt;گل گلاب، پس از دیدن این صحنه، با چشمان اشک آلود به دیدن روح الله خالقی، موسیقی دان می رود و ماجرا را تعریف می کند و می گوید: &lt;BR&gt;«کار ما به اینجا رسیده که سرباز اجنبی توی گوش نظامی ایرانی می زند؟»&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روح ا... خالقی میگوید:ناراحتی تأثیری ندارد بیا کاری کنیم و سرودی بسازیم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همان جا مرحوم گل گلاب شروع به زمزمه شعری میکند که با تکمیل آن خالقی موسیقی را می نویسد. بنان نیز آن را می خواند. ظرف یک هفته، تصنیف ای ایران با یک ارکستر بزرگ ساخته می شود. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ای ایران بارها در زمان حیات خالقی و شاعرش، گل گلاب، اجرا شد. در ارکستری که اکثرا توسط هنر جویان هنرستان موسیقی در دوره مدیریت خالقی تشکیل شده یود، و چهره های آشنایی چون ارفع اطرایی، هوشنگ ظریف، افلیا پرتو، گلنوش خالقی و انوشیروان روحانی در آن قرار داشتند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پای اين سرود به سينما هم کشيده شد. در سال های پايانی دهه شصت ناصر تقوايی فيلمساز صاحب نام ايرانی از زنده ياد حسين سرشار، خواننده صاحب نام موسيقی کلاسيک و اپرا، خواست نقش معلم سرودی را بر عهده بگيرد که به دانش آموزان سرود ای ايران را آموزش می دهد. اين فيلم که نام ای ايران را بر خود داشت در فضايی کميک ماجرای ساخت و اجرای اين سرود و همزمان وقوع انقلاب ايران را در يکی از شهرهای کوچک شمالی به تصوير می کشد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;FONT color=#0000ff size=4&gt;متن کامل شعر ای ایران....&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.parsenews.com/data/upimages/sorodeyiran.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Sat, 12 Dec 2009 15:53:20 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=beshtarna&amp;postid=59</comments>
<dc:creator>beshtarna</dc:creator>
<guid>http://beshtarna.blogfa.com/post-59.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سهروردي شهید اشراق و زنده‌کننده عرفان آریایی</title>
<link>http://beshtarna.blogfa.com/post-58.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG src=&quot;http://aftab.ir/lifestyle/images/cce9c1a4de08ca9157e537f888c8083a.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;DIV class=postbody&gt;&lt;STRONG&gt;شیخ شهاب‌الدین سهروردي&lt;/STRONG&gt; در سال 549 قمري در دهكده‌ سهرورد زنجان زاده شد.  اينكه سال تولد او 549 است از شگفتي‌هاست، چراكه غالباً سال تولد بزرگانمان را نمي‌دانيم. زيرا بيشتر نام‌آورانمان از ميان مردم عادي برخاسته‌اند و نویسنده‌ای هم نبوده است تا تاريخ تولدشان را ثبت كند. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; دربرابر اين بي‌خبري، از سال درگذشت بزرگان آگاهي بيشتري داريم، چون با  تلاش‌هاي خود مي‌باليدند و به اشتهار مي‌رسيدند ونام‌هايشان هم در روزگار ثبت مي‌شد  هم در دفترهاي سرگذشت وتاريخ …&lt;BR&gt; بجز سال تولد سهروردي كه از آن آگاهي داريم، اين را هم مي دانيم كه سهرورد آن روزگار چيزي بيشتر از يك آبادي كوچك بوده و داشمنداني نام‌آور داشته‌است كه از جمله‌ي آنها یکی همين شيخ اشراق خودمان است و دیگری &lt;STRONG&gt;شيخ شهاب‌ عمر سهروردي&lt;/STRONG&gt; صاحب كتاب عوارف‌الوعارف. (1)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;سهرورد&lt;/STRONG&gt; واژه‌ای پارسی به‌معنی گل سرخ می‌باشد. سهرsuhr   واژه‌ای فارسی باستان بوده که نخست به سخر suxr  و سپس به سرخ sorx دگرگونی یافته‌است. ورد varda  در فارسی باستان از واژه اوستایی ورذ varza  گرفته شده که در دوران اشکانیان به ول val  وvul  و سپس در زمان ساسانیان به گلgul   دگرگونی یافته است. (واژهای ورد عربی، رز اروپایی و ورت ارمنی همگی ازین ریشه‌اند.) (2)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;حكيم ما، كودكي كه سالها بعد شيخ اشراق شد و چونان مانی پیامبر  به گناه انديشه‌ورزي، آزادگي، آزادمنشي و  به فتوای فقیهان خشک‌مغز  به شهادت رسيد، در فضای نوینی ديده به‌جهان گشود، محيطي كه در و ديوار آن گواه وجود فرهنگ وتمدني بود كه اكنون به گونه‌اي ديگر استمرار مي‌يافت، فرهنگ وتمدن معنوي باستاني ايران كه نقشي  ويژه و بس مهم در شكل گيري فرهنگ وتمدن معنوي و مينوي اسلام داشت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;  &lt;STRONG&gt;علامه اقبال لاهوري&lt;/STRONG&gt; دريادداشت‌هاي خود در بزرگ‌داشت تمدن و فرهنگ ایرانی مي‌نويسد:&lt;BR&gt;«اگر از من بپرسيد بزرگ‌ترين حادثه‌ي تاريخ اسلام كدام است، بي‌درنگ به شما خواهم گفت : فتح ايران و جنگ نهاوند.  جنگي كه به شكست نهايي سپاه ايران انجاميد، نه‌تنها كشوري آباد و زيبا را نصيب تازیان كرد، بلكه تمدن وفرهنگي باشکوه و كهن را نيز در اختيار آنان گذاشت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; به زباني ديگر عرب‌ها با ملتي آزاده روبه‌رو شدند كه قادر بودند از عنصر آريايي خودشان و دین سامي، تمدني جديد به وجود آورد. تمدن اسلامي، محصول آمیزش تفكرات آريايي وسامي است. كودكي را ماند كه لطافت را از مادر آريايي وصلابت را از پدر سامي به ارث برده است. اگر اعراب ايران را نگرفته بودند بدون شک تمدن اسلامي ناقص مي‌شد. با فتح ايران مسلمانان به همان اندازه سيراب شدند كه اسکندر مقدونی از فتح ايران.» (3)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;دکتر علی شریعتی&lt;/STRONG&gt; نیز تمدن اسلامی را نتیبجه برخورد اندیشه‌های والای آریایی با دین اسلام می‌داند. وی پس از برشمردن ویژگی‌های بسیار ارزشمند و نیکوی آریایی، تمدن اسلامی و مذهب تشیع را نتیجه طبیعی این تماس می‌داند. (4)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;همان‌طور كه همگان مي‌دانند شيخ اشراق با نوشته‌هاي خود سعي داشت، فرهنگ ايران باستان را زندگی تازه بخشد. او مي‌انديشيد كه چرا بايد چيزي راكه خود داشته‌ايم از بيگانه طلب كنيم. &lt;STRONG&gt;حكمت خسرواني&lt;/STRONG&gt; که شهید اشراق پس از اسلام آن‌را برای نخستین بار در علوم کلامی و فلسفی وارد نمود، حاوي تمام مباني فلسفه نور وظلمت ومسائل مربوط به آن (یعنی همه مطالب عرفانی آریایی) بوده است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;فردوسی&lt;/STRONG&gt; و سهروردی همانند دو بال سیمرغ زبان، فرهنگ، تاریخ و عرفان ایرانی را از نابودی نجات بخشیده و آن‌را به اوج آسمان‌ها رساندند. پیش از شيخ اشراق، حكيم ابوالقاسم فردوسي در قالب داستان‌هاي حماسي، ادبيات فارسي و تاریخ ایران را از طوفان حوادث نجات بخشيده بود و اینک سهروردی عرفان آریایی و ایرانی را.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شيخ اشراق مانند فردوسی بزرگ واژه‌‌هاي &lt;STRONG&gt;خورشید، کوه قاف، زال، سيمرغ، رستم، اسفنديار، سام، آهوبره و ... &lt;/STRONG&gt;را در کتاب‌های خویش بکار برده است. او در رساله عقل سرخ این واژه‌ها را در معاني ويژه‌اي بكارگرفته كه هر يك نمادي براي يك حقيقت فلسفي ، عرفاني ومعنوي بشمار مي‌آيند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شهید سهروردی داستان‌های &lt;STRONG&gt;شاهنامه&lt;/STRONG&gt; را با تاویل عرفانی و نقد معنوی در رساله‌های خود (&lt;STRONG&gt;صفیر سیمرغ و عقل سرخ&lt;/STRONG&gt;)آورده است. منظور او همانگونه که خود می گوید زنده کردن و جان دوباره بخشیدن به عرفان باستانی ایران است با دو یادگار قدیمی آن &lt;STRONG&gt;فریدون و کیخسرو&lt;/STRONG&gt; (که دارای تجربه‌های عرفانی و فره ایزدی یا خوره می‌باشند). (5)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;اینک چند نمونه از داستان‌های شاهنامه را  از دیدگاه عرفانی شيخ اشراق با هم می‌خوانیم. (۶)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;  &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;داستان زال:&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;« …پير را گفتم شنيدم كه زال [روح روشن پرتاب شده در این دنیا] را سيمرغ [پرنده پر رمز و راز اوستا] پرورد ورستم اسفنديار رابه ياري سيمرغ كشت. پير گفت بلي درست است. گفتم چگونه بود؟ »&lt;BR&gt;« …گفت: چون زال از مادر در وجود آمد رنگ موي ورنگ روي سپيد داشت. پدرش سام بفرمود كه وي رابه صحرا اندازند ومادرش نيز عظيم از وضع حمل وي رنجيده بود. چون بديد كه پسر كريه لقاست هم بدان رضا داد، زال را به صحرا انداخت. فصل زمستان بود وسرما، كس را گمان نبود كه يك زمان زنده بماند، چون روزي چند براين برآمد مادرش از آسيب فارغ گشت. شفقت فرزندش در دل آمد.&lt;BR&gt;گفت يك باري به صحرا شوم وحال فرزند ببينم. چون به صحرا شد فرزند راديد زنده وسيمرغ وي رازير پر گرفته. چون نظر برمادر افتاد تبسمي بكرد.&lt;BR&gt; مادر وي رادربرگرفت وشير داد، خواست كه سوي خانه آرد بازگفت تامعلوم نشود.كه حال زال چگونه بوده است كه اين چند روز زنده ماند، سوي خانه نشوم. زال رابه همان مقام زير پر سيمرغ فرو هشت واو بدان نزديكي خود  را پنهان كرد.&lt;BR&gt;چون شب در آمد وسيمرغ از آن صحرا منهزم شد . آهوي برسر زال آمد وپستان در دهان زال نهاد چون زال شير بخورد خود را برسر زال بخوابانيد. چنان كه زال را هيچ آسيب نرسيد مادرش برخاست وآهورا از سر پسر دور كرد وپسر راسوي خانه آورد. پير را گفتم آن چه سر بوده است؟ پير گفت من اين حال از سيمرغ پرسيدم. سيمرغ گفت زال در نظر طوبي به دنيا آمد ما نگذاشتيم كه هلاك شود.»&lt;BR&gt;آهوبره را به دست صياد باز داديم وشفقت زال در دل او نهاديم تا شب وي را پرورش مي‌كرد وشيرمي‌داد وبه روز خود منش زير پر مي‌داشتم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;داستان رستم و اسفندیار:&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;« …گفتم حال، رستم واسفنديار؟ گفت چنان بود كه رستم از اسفنديار عاجز ماند واز خستگي سوي خانه رفت پدرش زال پيش سيمرغ تضرع‌ها كرد و در سيمرغ آن خاصيت است كه اگر آيينه‌اي يا مثل آن برابر سيمرغ بدارند هر ديده كه در آن آيينه نگرد خيره شود . &lt;BR&gt;زال جوشني از آهن بساخت چنانكه جمله مصقول بود ودر رستم پوشانيد و خودي مصقول برسرش نهاد وآيينه‌هاي مصقول بر اسبش بست. آنگه رستم را از برابر سيمرغ در ميدان فرستاد. اسفنديار را لازم بود در پيش رستم آمدن چون نزديك رسيد پرتو سيمرغ بر جوشن وآينه افتاد، از جوشن وآينه عكس بر ديده اسفنديار آمد، چشمش خيره شد، هيچ نمي‌ديد.  توهم كرد و پنداشت كه زخمي به هر دو چشم رسيد زيرا كه دگر ان بديده بود. از اسب در افتاد وبه دست رستم هلاك شد. پنداري ان دو پاره گز كه حكايت كنند و پر سيمرغ بود.»&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;دو پر سيمرغ:&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;اما اين كه پنداري« آن دوپاره گز كه حكايت كنند دوپر سيمرغ بود. » آن دوپر تعبيري ديگر از دوشعاع پر قدرت خورشيد است. نمادي از شعاع ظاهري خورشيد يعني درخت طوبي .&lt;BR&gt;« …پير را كه پرسيدم كه گويي در جهان همان يك سيمرغ بوده است؟ گفت آن كه نداند چنين پندارد واگر نه هر زمان سيمرغي از درخت طوبي به زمين آيد واين كه در زمين بود منعدم شود معاً معاً، چنانكه هر زمان سيمرغي نيايد اين چه باشد نماند وهم چنان كه سوي زمين مي‌آيد سيمرغ را طوبي سوي دوازده كارگاه [12 نشان زرتشتی] مي‌رود . گفتم اي پير اين دوازده كارگاه چه چيز است ؟ »&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;درخت طوبي نماد خورشيد و جسمانيت اوست كه در فلك چارم قرار دارد و سيمرغ نماد روحانيت، نور وتاثير اوست كه موجب تداوم حيات در كره زمين است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بامداد سيمرغ از آشيان خود به درآيد و پر بر زمين باز گستراند، از اثر پر او ميوه‌اي بردرخت پيدا شود و نبات برزمين. همانطور كه ملاحظه مي‌شود، معني مراد از پر سيمرغ دراينجا نور خورشید [مهر یا میترا] است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;U&gt;منابع:&lt;/U&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;1- دکتر اصغر دادبه، ماهنامه آناهید، شماره 10&lt;BR&gt;2- دکتر بهرام فره‌وشی، ایرنویچ، انتشارات دانشگاه تهران&lt;BR&gt;3-  علی ‌اصغر دادبه، همان&lt;BR&gt;4- دکتر علی شریعتی، بازشناسی هویت ایرانی اسلامی&lt;BR&gt;5- بهناز شکوری، اندیشمند تاجیک، ماهنامه آناهید، شماره 10&lt;BR&gt;6- شیخ شهاب‌الدین سهروردی، رساله عقل سرخ&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۷-تارنمای آریوبرزن:http://ariobarzan.blogfa.com&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Wed, 02 Dec 2009 15:07:55 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=beshtarna&amp;postid=58</comments>
<dc:creator>beshtarna</dc:creator>
<guid>http://beshtarna.blogfa.com/post-58.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جشن آذرگان فرخنده</title>
<link>http://beshtarna.blogfa.com/post-57.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;                              &lt;FONT size=6&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;آتش نیایش&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.naztarin.com/aks3/c10-(4).jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;می ستایم آتش را که آفریده ی اهورا مزدا ست ستایش پاک تو را باشد ای آتش پاک گهر ,ای بزرگترین &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بخشوده ی اهورا مزدا ,ای فروزه ای که در خوری ستایش را. می ستایم تو را که در خانه ی من افروخته ای &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;,سزاواری ستایش و نیایش را.برابر تو می ایستم برای نیایش با همه ی آئین های دین به دستی برسم و به دیگر &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دست چوب خوش بوی خشک که زبانه اش , روشن ,و سوزشش بپراکند بوی خوش را , و تو ای سزاوار ستایش &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بهره مند شوی از درخشندگی آن به هنگام سوختن و بوی خوش آن. در مهراب خانواده ,در آتشگاه آتشکده آتش&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;روشن و تابنده ی اهورایی زبانه می کشد. نیایشگران به درگاهش سرود می خوانند و او خواستار است تا بهترین &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;چوب خوش بوی و خشک را بر بسترش نهند و درودش گویند با برسم در دست گرفته و هوم آمیخته به شیر. درود و &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ستایش به تو , ای آتش اهورا مزدا. می ستایم این روشنی پاک و درخشان را,اینک که به ما آشکاری , توان و &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;نیرویمان بخشای تا بهترین اندیشه و گفتار و کردار را داشته باشیم . یاریمان ده که با بدی و زشتی و دروغ پیکار کنیم &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;. روان ما را پالوده گردان از بدی و راه بی فرجامی تا شایسته ی پرستش اهورای بزرگ باشیم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 22 Nov 2009 10:29:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=beshtarna&amp;postid=57</comments>
<dc:creator>beshtarna</dc:creator>
<guid>http://beshtarna.blogfa.com/post-57.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>يك محقق ژاپني: خيام نيشابوري يادگاري جاودانه در ادب جهان باقي گذاشته است </title>
<link>http://beshtarna.blogfa.com/post-56.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=nv-links1 align=justify&gt;استاديار دانشگاه مطالعات خارجي توكيو، گفت: حكيم عمر خيام نيشابوري، اين دانشمند بزرگ و يگانه، توانسته است يادگاري جاودانه در ادب جهان باقي بگذارد. &lt;/DIV&gt;
&lt;P class=nv-text align=justify&gt;به گزارش ايرنا، خانم آيانو ساساكي، عصر روز شنبه در مراسم بزرگداشت حكيم ابوالقاسم فردوسي و حكيم عمر خيام در سالن فردوسي سفارت جمهوري اسلامي ايران در ژاپن، افزود: خيام توانسته است تحت تاثير انديشه‌هاي فلسفي و تاثرات روحي، احساسات خويش را با زيبايي كامل و با منطقي قوي، در قالب رباعي ارايه كند. &lt;/P&gt;
&lt;P class=nv-text align=justify&gt;ساساكي، در اين مراسم كه با حضور سيد عباس عراقچي سفير جمهوري اسلامي ايران در ژاپن، اساتيد ژاپني و استادان زبان فارسي برگزار شد، درباره اين كه چرا خيام در زمان حياتش، به شاعري معروف نبود، گفت: علت آن در اين است كه او در رباعياتش مسايل فلسفي را مطرح كرده و سخن از باده به ميان آورده است. &lt;/P&gt;
&lt;P class=nv-text align=justify&gt;وي با اشاره به تحقيقاتي كه بر روي رباعيات خيام انجام داده است، اضافه كرد: در زمان تركان متعصب سلجوقي، خيام مطلب خود را در دسترس عموم قرار نداده بود. &lt;/P&gt;
&lt;P class=nv-text align=justify&gt;به گفته ساساكي، خيام، وضع اجتماعي ايران قديم را كه در آن آزادي بيان وجود نداشت، با چند رباعي به روشني نشان مي‌دهد. &lt;/P&gt;
&lt;P class=nv-text align=justify&gt;وي افزود: در اين رباعيات، حكيم عمر خيام نيشابوري، احتياط، رازداري و معاشرت با خردمندان را توصيه مي‌كند و از ناداني و تعصب قدرتمندان مي نالد. &lt;/P&gt;
&lt;P class=nv-text align=justify&gt;خانم ساساكي از تقويم جلالي خيام نيز به عنوان يكي ديگر از ويژگيهاي منحصر بفرد اين شاعر بزرگ ايراني ياد كرد و گفت: تقويم جلالي، به اندازه اي دقيق بود كه بنا بر اعتراف دانشمندان در كنگره بين‌المللي يونسكو، كه براي نهصدمين سال وفات حكيم عمر خيام در سال ‪ ۱۹۹۹‬ميلادي در پاريس تشكيل شد، او در رياضيات ‪ ۶۰۰‬سال از رياضيدانان غرب جلوتر بود. &lt;/P&gt;
&lt;P class=nv-text align=center&gt;&lt;IMG src=&quot;http://dl.pcmoj.com/picture/Khayam%20for%20WinXP.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=nv-text align=justify&gt;وي در ادامه يادآور شد: رباعيات حكيم عمر خيام، تاكنون توسط اساتيد ژاپني از جمله توسط آقاي شيگه رو آراكي در سال ‪ ،۱۹۲۰‬به زبان ژاپني ترجمه شد. &lt;/P&gt;
&lt;P class=nv-text align=justify&gt;وي، گفت: معروفترين و محبوبترين مجموعه رباعيات خيام توسط آقاي ريوساكو اوگاوا به زبان ژاپني ترجمه شده است و به ژاپني زيبا، ساده و روان نوشته شده است. &lt;/P&gt;
&lt;P class=nv-text align=justify&gt;به گفته ساساكي، استاد ساوا و پروفسور كوروياناگي نيز از اساتيد برجسته ژاپني ، براي دانشجويان زبان فارسي در ژاپن ترجمه رباعيات خيام را به چاپ رسانده‌اند كه براي اين دانشجويان بسيار مفيد است. &lt;/P&gt;
&lt;P class=nv-text align=justify&gt;آقاي چين شون شين نويسنده معروف ژاپن نيز از جمله اساتيد ژاپني هستند كه در اين كشور اقدام به ترجمه رباعيات خيام به زبان ژاپني كرده است. &lt;/P&gt;
&lt;P class=nv-text align=justify&gt;وي گفت: دكتر حسين صادقي يكي از پزشكان معروف ايراني و پروفسور افتخاري دانشگاه لوزان، با مطالعه دقيق بيش از يك هزار و ‪ ۲۰۰‬رباعي و با در نظر گرفتن شخصيت علمي و اخلاقي حكيم عمر خيام نيشابوري، ‪ ۱۱۰‬رباعي از سروده‌هاي خيام را برگزيده و يك مجموعه از رباعيات را در سال ‪ ۱۹۹۸‬به چاپ رساند. &lt;/P&gt;
&lt;P class=nv-text align=center&gt;&lt;IMG src=&quot;http://mehr.mehrab.googlepages.com/omar_bg.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=nv-text align=justify&gt;به گفته ساساكي، اين كتاب كه در سال ‪ ۲۰۰۵‬به چاپ دوم رسيد، توسط وي به زبان ژاپني ترجمه شده است. &lt;/P&gt;
&lt;P class=nv-text align=justify&gt;اين محقق ژاپني، در ادامه خاطرنشان كرد كه براي وي خواندن رباعيات خيام و ترجمه كردن آنها به ژاپني، بسيار لذت بخش بوده و خدا را شكر مي‌كند كه چنين فرصت بزرگي را به وي عطا كرده است. &lt;/P&gt;
&lt;P class=nv-text align=justify&gt;ساساكي، ابراز اميدواري كرد كه رباعيات حكيم عمر خيام نيشابوري هر روز بيش از پيش در سراسر جهان محبوب و شناخته شود. &lt;/P&gt;
&lt;P class=nv-text align=justify&gt;در اين مراسم، با ارايه تابلويي از نقشه ايران قديم به خانمها دكتر آيانو ساساكي و دكتر كينگا ايلونا ماركوس محقق مجاري مقيم ژاپن و از اساتيد برجسته فعال در زمينه شاهنامه شناسي و خيام شناسي تقدير شد.&lt;/P&gt;
&lt;P class=nv-text align=justify&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.iranmania.com/cards/cardimages/actual/poet02.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 05 Nov 2009 09:02:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=beshtarna&amp;postid=56</comments>
<dc:creator>beshtarna</dc:creator>
<guid>http://beshtarna.blogfa.com/post-56.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جشن ملي آبانگان</title>
<link>http://beshtarna.blogfa.com/post-55.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG src=&quot;http://latimesblogs.latimes.com/emeraldcity/images/2008/03/17/water.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;جشن آبانگان &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;(دهمین روز از آبان ماه باستانی و چهارمين روز از آبان ماه خورشیدی)&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;...اینک آب‌ها را می‌ستاییم، آب‌های فروچکیده و گردآمده و روان شده و خوب کـُنش ِ اهورایی را...&lt;BR&gt;(یسنا - هـات 38 - بند 3)&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;جشن آبانگان، جشنی است در گرامیداشت ستاره‌ی روان (سیاره) درخشان اَنَهیته/آناهید (زهره) و رود پهناور و خروشان آمودریا (رود جيحون) و (بعدها ایزدبانوی بزرگ آب‌ها در ایران).&lt;BR&gt;اَردوی سوره آناهیتا Ardavi – Sura Anāhita ایزد‌بانویی ایرانی بسیار برجسته‌ای است كه نقش مهمی در آیین‌های ایرانی دارد و پیشینه‌ی ستایش و بزرگداشت این ایزد بانو در فرهنگ ایرانی به دوره‌های پیش از زرتشت در تاریخ ایران می‌رسد.&lt;BR&gt;بخش بزرگی در کتاب اوستا به نام&quot; آبان یشت&quot; (یشت پنجم) که یکی از باستانی‌ترین یشت‌ها می‌باشد به این ایزد بانو اختصاص دارد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;در این یشت، او زنی است جوان، خوش اندام، بلند بالا، زیبا چهره، با بازوان سپید و اندامی برازنده، كمربند تنگ بر میان بسته، به جواهر آراسته، با طوقی زرین بر گردن، گوشواری چهارگوش در گوش، تاجی با سد ستاره‌ی هشت گوش بر سر، كفش‌هایی درخشان در پا، با بالاپوشی زرین و پرچینی از پوست سگ آبی؛ اَناهید گردونه‌ای دارد با چهار اسب سفید، اسب‌های گردونه‌ي او ابر، باران، برف و تگرگ هستند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;&lt;IMG src=&quot;http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/2/22/Anahita.jpg&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;او در بلندترین طبقه‌ی آسمان جای گزیده است و بر كرانه‌ی هر دریاچه‌ای، خانه‌ای آراسته، با صد پنجره‌ی درخشان و هزار ستون خوش‌تراش دارد. او از فراز ابرهای آسمان، به فرمان اهورامزدا، باران و برف و تگرگ را فرو می‌باراند.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;&lt;IMG src=&quot;http://i3.tinypic.com/vzknzn.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;نیایشگاه‌های آناهیتا معمولا در كنار رودها برپا می‌شده و زیارتگاه‌هایی كه امروزه با اسامی دختر و بی‌بی مشهور هستند و معمولا در كنار آن‌ها آبی جاری است، بقایای آن نیایشگاه‌ها هستند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;برخی حتی سفره‌های نذری با نام بی‌بی (هم‌چون بی‌بی سه‌شنبه) را بازمانده‌ی آیین‌های مربوط به آناهیتا می‌دانند.&lt;BR&gt;آناهیتا همتای ایرانی «آفرودیت»، الهه‌ی عشق و زیبایی در یونان و (ایشتر)، الهه‌ی بابلی، به شمار می‌رود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;واژه‌ی «آب» که جمع آن «آبان» است در اوستا و پهلوی «آپ» و در سانسکریت آپه( Apa ) و در پارسی هخامنشی «آپی» مي‌باشد.&lt;BR&gt;این آخشیج (عنصر) همانند آخشیج‌های اصلی دیگر چون آتش و خاک و هوا در آیین‌های ایرانیان باستان مقدس است و آلودن آن گناهی بس بزرگ است. برای هریک از چهار آخشیج، امشاسپندی (فرشته) ویژه نامگذاری شده است. به گواهی اوستا و نامه‌های دینی پهلوی، ایرانیان آخشیج‌های چهارگانه را که پایه‌ی نخستین زندگی است، می‌ستودند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در جشن آبانگان، پارسیان به ویژه زنان در کنار دریا یا رودخانه‌ها، فرشته‌ی آب را نیایش می‌کنند. ایرانیان کهن آب را پاک و مقدس می‌شمردند و هیچ‌گاه آن‌ را آلوده نمی‌کردند و آبی را که اوصاف سه‌گانه‌اش (رنگ - بو - مزه) دگرگون می‌شد برای آشامیدن و شستشو به کار نمی‌بردند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;درباره جشن آبانگان روایت است که در پی جنگ‌های طولانی بین ایران و توران، افراسیاب تورانی دستور داد تا کاریزها و نهرها را ویران کنند. پس از پایان جنگ پسر تهماسب که &quot;زو&quot; نام داشت دستور داد تا کاریزها و نهرها را لایروبی کنند و پس از لایروبی، آب در کاریزها روان گردید و ایرانیان جاری شدن آب را جشن گرفتند. &lt;BR&gt;در روایت دیگری نيز آمده است که پس از هشت سال خشکسالی، در آبان‌ماه باران آغاز به باریدن نمود و از آن زمان جشن آبانگان پدید آمد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;زرتشتیان، همه‌‌ساله در این روز همانند سایر جشن‌ها به آدریان‌ها (آتشكده ها) مى‌روند و پس از آن براى گرامیداشت مقام فرشته‌ی آب‌ها، به كنار جوى‌ها و نهرها و قنات‌ها رفته و با خواندن اوستاى آب‌زور (بخشى از اوستا كه به آب و آبان تعلق دارد) كه توسط موبد خوانده مى‌شود، اهورامزدا را ستایش كرده و درخواست فراوانى آب و نگهدارى آن را كرده و پس از آن به شادى مى‌پردازند.&lt;BR&gt;جالب این‌جاست كه مى‌گویند اگر در این روز باران ببارد، آبانگان به مردان تعلق گرفته و مردان تن و جان خویش را به آب مي‌سپارند و اگر بارانى نبارد، آبانگان زنان است و زنان آب تنى مى‌كنند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;من نيز جشن آبانگان را به تمامی ايرانيان تبريك گفته و آرزوي سالي پر بركت، براي ميهن عزيزمان ايران دارم. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;گردآورنده: بابك گنجي‌زاده طاري&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Sun, 25 Oct 2009 19:25:25 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=beshtarna&amp;postid=55</comments>
<dc:creator>beshtarna</dc:creator>
<guid>http://beshtarna.blogfa.com/post-55.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ایرانیان به خود بیایید (2)</title>
<link>http://beshtarna.blogfa.com/post-53.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ایرانیان در فرهنگ غرب:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بر خلاف کشورهای زادگاه زرتشت (ايران، افغانستان و تاجيکستان) در اروپا دست کم دويست سال است که آموزش و پژوهش در باره انديشه و جهان بينی زرتشت به گونه علمی آغاز شده و ا مروز در دانشگاها بخش جا افتاده ايست. هدف اروپاييان از اين آموزش و پژوهش پی بردن به ريشه و بن زبانی، فلسفی، فرهنگی و هستی شناسی خود ميباشد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگر بيش از سه هزار سال است که نام&lt;B&gt; زرتشت&lt;/B&gt; بعنوان يک نام مقدس وارد ضمير ناخودآگاه ايرانيان و مردمان آسيای ميانه شده، همين نام بيش از دو هزار و پانصد سال است که بعنوان « بالاترين نماد دانش» وارد ضمير ناخودآگاه اروپاييان گرديده. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 13 Oct 2009 12:35:06 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=beshtarna&amp;postid=53</comments>
<dc:creator>beshtarna</dc:creator>
<guid>http://beshtarna.blogfa.com/post-53.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بشترنا و کودکان</title>
<link>http://beshtarna.blogfa.com/post-52.aspx</link>
<description>&lt;P align=right&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با درود&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;انجمن بشترنا این روز را به تمامی کودکان جهان پدرام می گوید. و از تمامی دوستانی که این متن را می خوانند و تصویر زیر را می بینند خواستاریم در این جمله اندکی اندیشه کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پرسید دانا از مینوی خرد: که خرد بهتر است یا هنر یا نیکی؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مینوی خرد پاسخ داد: که خردی که با آن نیکی نیست آن را خرد نباید شمرد و هنری که خرد با آن نیست آن را هنر نباید شمرد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt;فرنشین انجمن بشترنا&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پيام مدير عامل(محک)&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;!--
به دنبال ارائه اولين برنامه اجرايي مدير عامل در مورخه 12/8/1386 و اجراي آن که با انحرافي معادل 5% تحقق يافته است. به منظور ايجاد تحرک بيشتر در سازمان در جهت نيل به اهداف بيانيه ديدگاه دومين برنامه اجرايي دو ساله مدير عامل در پنجره زماني 15/1/1388 لغايت 29/12/1389 ارائه گرديده است. 

&lt;a href=&quot;pmodir2.php&quot; rel=facebox&gt;مشاهده متن کامل پيام &lt;/a&gt;
--&gt;16 مهر روز جهاني کودک بر تمامي کودکان جهان مبارک باد، از درگاه ايزد منان، جهاني سرشار از شادي، سلامتي و صلح و دوستي را براي کودکان عزيزمان آرزومنديم و اميدواريم کودکان معصوم مبتلا به سرطان نيز در سايه عنايت خداوند و حمايت هاي مردم نيکوکار سلامتي خود را بازيافته و زندگي شاد و موفقي را پيش رو داشته باشند. &lt;BR&gt;
&lt;DIV align=left&gt;آراسب احمديان - مديرعامل موسسه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان(محک)&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=left&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/DIV&gt;&lt;A href=&quot;http://www.mahak-charity.org/internal.php?section=oz&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.mahak-charity.org/otherpic/koodak.gif&quot; border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;</description>
<pubDate>Mon, 05 Oct 2009 20:44:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=beshtarna&amp;postid=52</comments>
<dc:creator>beshtarna</dc:creator>
<guid>http://beshtarna.blogfa.com/post-52.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مهرگانی دیگر......</title>
<link>http://beshtarna.blogfa.com/post-51.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 530px; HEIGHT: 307px&quot; height=307 alt=&quot;قیام ملی کاوه آهنگر / لوگوی نشریه « کاوه » به صاحب امتیازی حسن تقی زاده  در برلین به سال 1334 ق&quot; hspace=0 src=&quot;http://i12.tinypic.com/4gi3760.jpg&quot; width=530 border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;بار  دیگر  مهرگان  از  ره  رسید 
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;یادمان  کاویان  از  ره  رسید 
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;مهرگان  دُردانه  دیرین  ماست 
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;مهرگان  پیشینه  شیرین  ماست 
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;مهرگان  آغاز  راه  کاوه  بود 
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;کاوه  یک  ایرانی  آزاده  بود 
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;کاوه  پولادین  و  نیک اندیش  بود 
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;پور  پاک  دودمان  خویش  بود 
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;با  تلاش  و کوشش  آن  رادمرد 
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;کاوه ی  آهنگر ِ  آزاد مرد 
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;خاک  پاک  سرزمین  آریا 
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;سرزمین  مردمانِ  پارسا 
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;با درفش  کاویان  از  بند  رست 
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;اژدر  ضحاک  را  در هم  شکست 
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;کشور  از  چنگال  آن  تازی  رهید 
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;روزگار  نیک  پیروزی  رسید 
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;آن  قیام   کاویانی   یاد  باد 
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;خانه  ایرانیان  آزاد  باد 
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;دلتان پرمهر و لبتان خندان باد&lt;/STRONG&gt; 
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;سپاس از دکتر شاهین سپنتا&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 30 Sep 2009 17:07:46 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=beshtarna&amp;postid=51</comments>
<dc:creator>beshtarna</dc:creator>
<guid>http://beshtarna.blogfa.com/post-51.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
