تبليغاتX
تارنگار فرهنگی انجمن بشترنا - سعدی بزرگترین شاعر فرهنگ ساز و اخلاق ساز ایران زمین

تارنگار فرهنگی انجمن بشترنا

تارنگاری برای رسیدن به آرمان های انسانی

حکایت کنند از بزرگان دین         

 

حقیقت شناسان عین الیقین

که صاحبدلی بر پلنگی نشست

 

همی راند رهوار و ماری به دست

یکی گفتش: ای مرد راه خدای

 

بدین ره که رفتی مرا ره نمای

چه کردی که درنده رام تو شد

 

نگین سعادت به نام تو شد؟

بگفت ار پلنگم زبون است و مار

 

وگر پیل و کرکس، شگفتی مدار

تو هم گردن از حکم داور مپیچ

 

که گردن نپیچد ز حکم تو هیچ

چو حاکم به فرمان داور بود

 

خدایش نگهبان و یاور بود

محال است چون دوست دارد تو را

 

که در دست دشمن گذارد تو را

ره این است، روی از طریقت متاب

 

بنه گام و کامی که داری بیاب

نصیحت کسی سودمند آیدش

 

که گفتار سعدی پسند آیدش

                  زندگـي نامه سعـدي

ابو محـمد مشرف الدين ( شرف الدين ) مصلح بن عـبدالله بن شرف الدين شيرازي، مـلـقب به ملـک الکـلام و افصح المتکـلمين بي شک يکي از بزرگـترين شاعـران ايران است کـه بـعـد از فردوسي آسمان ادب فارسي را به نور خـيره کنندهً خـود روشن ساخـت. اين روشني با چـنان نيرويي هـمراه بود که هـنوز پـس از گـشت هـفت قـرن تمام از تاثـير آن کـاسته نشده و اين اثـر پارسي هـنوز پابرجـا و استوار است. از احـوال شاعـر در ابتداي زندگـيش اطـلاعي در دست نـيست، اما آنچـه مسلم است، دانش وسيعـي اندوخـته بود. در حدود سال 606 هـجـري در شهـر شيراز در خـانداني کـه هـمه از عالمان دين بودند، چـشم به جـهان گـشود. مقـدمات عـلوم ادبي و شرعـي را در شيراز آموخت و سپس در حدود سال 620 براي اتمام تحـصيلات به بغـداد رفت و در مدرسه نظاميه آن شهـر به تحـصيل پـرداخت. 

مرا در نظاميه آواز بود                   شب و روز تـلقـين و تکـرار بود

بعـد از اين سفـر سعـدي به حـجاز، شام، لبـنان، و روم رفته چـنان کـه در اين ابـيات مشخص است : 

در اقصاي عـالم بگـشتم بسي       بسر بردم ايام با هـر کسي

تمتع به هـر گوشه اي يافتم           ز هـر خرمني خوشه اي يافتم

سفـري کـه سعـدي در حـدود سال 620 آغـاز کرده بود، مقارن سال 655 با بازگـشت به شيراز پايان گـرفت و از آن پس زندگـي را به آزادگـي و ارشاد و خـدمت خـلق گـردانـيد. سـعـدي عـمر خـود را به سرودن غـزل ها و قـصائد و تاليفات رسالات مختـلف و وعـظ مي گـذراند. در اين دوره يکـبار نـيز سفري به مکـه کرد و از راه تـبريز به شيراز بازگـشت. نکـته مهـم در زندگي سعـدي اين است که در زمان زندگـيش شهـرت و اعـتبار خاصي گـرفت و سخـنانش مورد استـقبال شاعـران هـم عصرش قرار گرفت، آنچـنانکـه يکي از آنهـا بنام سيف الدين محـمد فرغـاني، چـنان شيفـته آثـار سعـدي بود کـه عـلاوه بر استـقبال از چـندين غـزل او چـند قصيده هـم در مدح او ساخته و براي او فرستاده که يکي از نمونه هاي آن در اينجا است : 

به جـاي سخن گـر به تو جـان فرستم                     

چـنان دان که زيره به کرمان فرستم

                                     

 

 

سعـدي هـمچـنان به اندوختن و سرودن روزگـار مي گـرانيد و عـمر پـربار خـود را بدين گـونه سپـري مي کـرد اما اين بزرگ هـمواره سعـي و تلاش خـود را کافـي ندانسته، چـنانکـه در آغاز گـلستان مي گـويد :  

يک شب تاًمل ايام گـشته مي کـردم و بر عـمر تـلف کرده خـود تاًسف مي خورم و سنگ سراچـه دل را به الماس آب ديده مي سفتم و اين ابيات را مناسب حال خـود يافتم
 هـردم از عـمر مي رود نفسي            چـون نگـه مي کنم نمانده بسي
 اي که پـنجاه رفت و در خـوابي            مگـر اين پـنج روزه در يابي
 خـجـل آنکـس کـه رفت و کار نساخت          کوس رحـلت زدند و بار نساخت
به تصريح خـود شاعـر اين ابـيات مناسب حال او در تاًسف بر عـمر از دست رفته و اشاره به پـنجاه سالگـي وي، سروده شده است و چـون آنهـا را با دو بـيت زير که هـم در مقـدمهً گـلستان از باب ذکـر تاريخ تاليف کـتاب آمده است : 
 در اين مدت که ما را وقـت خـوش بود         ز هـجـرت ششصد و پنجاه و شش بود

مراد ما نصيحت بود گـفتـيم                       حوالت با خدا کرديم و رفـتيم

 

 

سعـدي هـم در شعـر و هـم در نـثر سخـن فارسي را به کمال رسانده است و از ميان آثـار منظوم او، گـذشته از غـزليات و قصائد مثـنوي مشهـوري که به سعـدي نامه و بوستان شهـرت دارد، اين منظومه در اخـلاق و تربـيت و وعـظ است و در ده باب تـنظيم شده است : 1 - عـدل 2 - احـسان 3 - عـشق - 4 - تواضع 5 - رضا 6 - ذکـر 7 - تربـيت 8 - شکـر 9 - توبه 10 - مناجات و ختم کتاب.

مهـمترين اثـر سعـدي در نثـر، کتاب گـلستان است که داراي يک ديباچـه و هـشت باب است : سيرت پادشاهـان، اخلاق درويشان، فضيلت و قناعـت، فوايد خـاموشي، عـشق و جـواني، ضعـف و پـيري، تاًثـير تربـيت و آداب صحـبت. 

فوت سعـدي : وفات سعـدي را در ماًخـذ گـوناگـون به سال هاي " 694 - 695 " و " 690 - 691 " نوشته اند. 

نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 23:58 توسط انجمن بشترنا| |

 بهترین سایت خدمات دهی