تارنگار فرهنگی انجمن بشترنا
تارنگاری برای رسیدن به آرمان های انسانی
****************************** از کتاب : سرودهایی از اوستا (رضا مرادی غیاث آبادی) واژگان پارسی در زبان های زنده ی دنیا نویسنده : سینا صالحی برخی از واژگان انگلیسی که ثابت شده از کلمات فارسی برداشت شده اند: Caravan = کاروان برخی از واژگان عربی که از کلمات فارسی گرفته شده است: برخی از واژگان فارسی که به زبان ترکی راه پیدا کرده است: بن مایه: امرداد روز در امرداد ماه که روز هفتم است جشن امردادگان می باشد و به تاريخ خورشيدی برابر ۳ امردادماه است اين جشن متعلق به امشاسپند امرتات که مظهر جاودانگی و تندرستی و دير زيستن است .قبل از هر چيز بايد درباره واژه اشتباه مرداد توضيح داده شود؛واژه اوستايی امرداد امرتاته amertata است که به معنای بی مرگی است و اگر الف آن را که پيشوند نفی است از قلم بياندازيم معنی آِن عوض شده و فرشته بيمرگی و جاودانگی به ديو نيستی و مرگ تغيير شکل می دهد .زيرا همانطور که امرداد به معنی بی مرگی است مرداد معنی مرگ می دهد .بنابراين شايسته است که اين کلمه را امرداد بخوانيم.بطوريکه در بحث امشاسپندان توضيح داديم اين فرشته نماينده آخرين مرتبه کمالاتست . صفات پاک فرشته امرداد و توجه او نسبت بآبادی زمين و پاکی و نظافت بطور مشروح بيان شد نظر بهمان صفات پاک و پسنديده است که ايرانيان اين روز را جشن می گرفتند و به شادی می پرداختند و خود را برای پيروی از فرشته مذکور آماده می ساختند .ابوريحان در صفحه ۲۵۰ ترجمه فارسی آثارالباقيه می نويسد ((مرداد ماه روز هفتم آن مرداد روز است و آنروز را بواسطه اتفاق افتادن دو اسم با هم جشن می گرفتند معنای مرداد آنست که مرگ و نيستی نداشته باشد مرداد فرشته ايست که بحفظ گيتی و تربيت غذاها و دواها که اصل آن نباتات است وزائل کننده گرسنگی و ضرر و امراض می باشد موکل است)) نياکان ما در اين روز به باغها و مزارع خرم و دلنشين می رفتند و پس از نيايش به درگاه اهورامزدا اين جشن را با شادی و سرور در هوای صاف و در دامن طبيعت برگزار می کردند.جشن امردادگان بر تمامی ايرانيان فرخنده باد. سپاس از :www.sepandarmazd.com
به خوشنودی فر ایرانی مزدا آفریده
من آفریدم فر ایرانی را
Towel =حوله = گیلکی توال
Devil=دیو
Moon = ماه
Lip = لب
Bad = بد
Key = کلید
Body = بدن
Daughter = دختر
Dinar = دینار که ریشه فارسی دارد
Plataea = فلات
Pepper = فلفل
Spinach = اسفناج
Candy = قند
Orange = نارنج ، ترنج
Lemon = لیمو
Saffron = زعفران
Sponge = اسفنج
Carcass= کرکس
Cow = گاو
Duck = اردک
Canary = قناری
Chin = چانه
Name = نام
Door = در
Mother = مادر
انجمن، ارغوان، بربط، بنفشه، بادیه، گلاب، گلستان، دیبا، دهقان، یاسمن، یاقوت، زیر، زبرجد، مرو، آس، مرزنگوش، مهره، مشته، نرگس، سوسن، سمسار، سیهسنبل، تاج، تنبور، خبری، خسروانی، چنگ، زمان ، مهرجان(به معنی جشنواره از مهرگان) ، برنامج(برنامه) ، تنور ، خندق ، قنات ، قلعه ، برزخ ، عدس ، جص(گچ) ، خنجر ( خونگر) ، دین ، سراج (چراغ) ، دکا دکا ( تکه تکه) ، نمارق( جمع واژه نرمک به معنی بالش) ، وزیر( وچیر پهلوی)
و …
Portakal پرتقال
Turunç ترنج
Şeftali شفتالو
Muz موز
Istasyonu ایستگاه
(فرانسه و انگلیس station)
Narçıl نارگیل
Trabzon hurması خرمالو
(خرمای ترابوزانی)
Hurma خرما (ترکها معمولا خ را هم نمی توانند تلفظ کنند و به جای آن ح می گویند !)
Hazan خزان (پاییز)
Hiç هیچ
Düşman دشمن
Dehşet دهشت ، وحشت
، هراس ، ترس
Bahar بهار
Mazar گور(مزار)
Kivi کیوی
Armağan هدیه
(ارمغان فارسی)
Ezgil ازگیل
İncir انجیر
Limon لیمو
Teroristler ترس افکنان
Badem بادام
Fındık فندق
Kafes قفس
Akşam آخشام
– اول شب – شامگاه (آق(سفید) +شام فارسی)
Çabuk تند ، با شتاب
،سریع (چابک فارسی)
Dert درد (ترکها معمولا دال های آخر کلمات را نمی توانند تلفظ کنند و بجای آن می گویند ت . مثلا به جای احمد می گویند آحمت یا بجای امید می گویند اومیت یا به جای محمود می گویند ماحموت )
Dut توت
Omit امید
Renk رنگ
Ahenk آهنگ موسیقی
Sepet سبد
Din دین
Adalet برابری
Adam آدم
Put بت
Afet آفت
Şahane شاهانه
Hem هم
۱)www.amordad.net/forum
2)فرهنگ دهخدا




