تبليغاتX
تارنگار فرهنگی انجمن بشترنا

تارنگار فرهنگی انجمن بشترنا

تارنگاری برای رسیدن به آرمان های انسانی

اسفندگان خجسته باد

اسفندگان، جشن بزرگداشت زن و زمین و روز عشاق 

 این زمین را، می‌ستاییم آن آسمان را،
 می‌ستاییم روان‌های جانوران سودمند را،
 می ستاییم روان‌های مردان پیرو راستی را،

می‌ستاییم روان‌های زنان پیرو راستی را،
در هر سرزمینی که زاده شده باشند،
مردان و زنانی که برای پیروزی آیین راستی کوشیده‌اند،

 می‌کوشند و خواهند کوشید
(اوستا - فروردین یشت - بند 153 و 154)

ایرانیان باستان از گذشته‌های دور تحت تاثیر و نفوذ مادر خدایان یا الهه­گان بوده‌اند که آن­ها را حمایت می‌کردند. با دگرگونی نقش زن به عنوان عنصری سودمند در جامعه، گروه خدایان مادینه نیروی برتر شدند و دست به آفرینش و کارهای شگفت‌ آوردند»(1)

این بانوخدایان دارای تندیسه‌هایی بوده‌اند که در جای جای سرزمین ایران یافت شده‌اند. این پیکره‌ها ویژگی‌های زنانه تندیس آناهیتا مشهور به ونوس سراب - موزه ی ایران باستانبارزی دارند که نماد باروری، مادری و زایش است.
هنگام پیام‌آوری اشوزرتشت، یکتاپرستی به معنای واقعی خود مطرح گردید، پس سایر خدایان به مقام پایین‌تر نزول کرده و بدین ترتیب امشاسپندان و ایزدان با حضور خود مفاهیم انتزاعی برخاسته از این خدایان را در درون خود و در باور مردمان حفظ نمودند. این فاصله گرفتن از خدایان اساطیری به طور کامل نبوده است و آدمی که مجذوب قدرت بی­پایان بانوخدایان خود بوده با اقدامی جبرانی بخشی از قدرت زنانه­ی آن­ها را در قالب‌های دختر شاه پریان و داستان­های روزمره­ی خود جای داده و قسمتی دیگر را هم به صورت زن برتر در ادبیات خود زنده کردند. آناهیتا و اشی از جمله ایزدهای ایرانی می‌باشند که در جای جای نوشته‌های باستانی جلوه می‌کنند.
در میان امشاسپندان سه امشاسپند نخستین یعنی وهومن، اشه وهیشته و خشتره وئیریه، نرینه و سه امشاسپند بعد یعنی سپندار آرمئیتی، هئورتات و امرتات از نظر لغوی مادینه‌اند.
هسته­ی اصلی این سه امشاسپند مادینه مهرورزی، عشق بی آلایش، زایندگی، از خودگذشتگی و پروراندن است و نشانگر اهمیت نقش زن و مادر در اندیشه و باور انسان نخستین و ایرانیان باستان است. از همین خواستگاه است که عبارت­های زیبا و دل­انگیز «زبان مادری»، «مادر طبیعت»، «مام میهن» و «سرزمین مادری» به وجود آورده و فراگیر شده است.

نماد زن در ایلام باستان - موزه ی تبریز

همچنین در باورهای ایرانی «نسل بشر و نخستین زن و مرد جهان به نام مشی و مشیانه از ریشه­ی دوگانه­ی گیاهی به نام مهرگیاه در دل زمین به وجود آمده و آفریده شده‌اند و در واقع زمین یا سپندارمذ (2)، مادر نسل بشری دانسته می‌شده است»(3)
سپندارمذ واژه‌ای مرکب است از سپنته یا سپند به معنی پاک و مقدس و آرمئی‌تی به معنی فروتنی و بردباری نیک و مقدس، این واژه در پهلوی به گونه‌ی سپندارمت و در فارسی سپندارمذ، اسفندارمز و اسفند شده است. در شکل معنوی و مینوی‌اش مظهر بردباری و سازگاری اهورامزدا است و در جهان مادی و خاکی نگهبانی زمین به وی سپرده شده است. این فرشته که با زمین تجسم می‌یابد، دست یافتنی‌ترین فرشتگان است و هرکس در زندگی عادی خود همواره با آن در تماس است و به بدیهی‌ترین صورت ممکن از موهبت‌های آن بهره‌مند می‌شود بنابراین اهمیت فوق‌العاده­ی او برای مردمان ایران باستان که زندگی را بیشتر به چوپانی و برزگری می‌گذراندند، قابل درک است (4)».
این فرشته در اندیشه­ی ایرانی جایی بس بزرگ دارد، واژه­ی «ایر» که در نام ایران دیده می‌شود، در واژه­ی آمیخته­ی «ایرتن» فروتنی است. زنان نیز بدان روی که افزایند­ی جهان‌اند و نمایند­ی مهر و فروتنی به سپندارمذ مانند می‌شوند (5)»
در وندیداد آن­جا که سخن از زمین می‌رود که چگونه می‌توان آن را شاد کرد، آمده است : « با برانداختن سوراخ‌های مار و جانوران زیانکار و ‌آبیاری و شخم زدن و برآوردن گل و گیاه و درخت ... چنین زمین‌هایی مانند زن زیبا و خوش اندامی است که شوی او در بستر او را شادمان می‌سازد و آن زن برای وی فرزندان برومند می‌آورد (6)»
به علت اهمیت زمین و زن، روز پنجم هر ماه موسوم است به سپندارمذ، آخرین ماه سال نیز به همین نام است که از ویژگی باروری و زایندگی زمین سرچشمه گرفته است. ایرانیان روز سپندارمذ از ماه اسفند را جشنی به نام اسفندگان می‌گرفتند. یا به قولی جشن زن می‌گرفتند. و این است که سخن ابوریحان بیرونی و گواهی او که در هزار سال پیش (زمان ابوریحان) هنوز این جشن برگزار می‌شده است.
«اسفندارمز فرشته­ی موکل بر زمین است و نیز بر زن‌های عفیف رستگار و شوهردوست و خیرخواه ... در زمان گذشته این ماه بویژه این روز عید زنان بوده است و در این عید مردان به زنان بخشش می‌نمودند و هنوز این رسم در اصفهان و دیگر شهرهای پهله (شهرهای ناحیه­ی مرکز و غرب ایران) باقی مانده است (7)»
در جای دیگر آورده است که در این روز زنان بر تخت پادشاهی می‌نشستند و فرمان می‌راندند، همه­ی کارها نیز به دست مردان و پسران انجام می‌گرفت.

این جشن همراه با آداب رسوم و تشریفاتی ویژه برگزار می‌شد. نخستین جشنی که در این روز برگزار می‌شد جشن «مردگیران» یا «مژگیران» بوده است این جشن ویژه­ی زنان و به مناسبت تجلیل و بزرگداشت از آنان برگزار می‌شود.
کارکردهای آرمئی‌تی یا سپندارمذ در فرهنگ و ادبیات ایرانی بسیار فراوان و گسترده است در گات­های زرتشت، 18 بار از او یاد شده است و زرتشت بارها او را برای زندگی پاک برای آرام­بخشی به کشتزاران چراگاه‌ها جانوران برای پیدایی یک فرمانروای نیک و برای کمک به دخترش پورچیستا در گزینش شوی خویش به یاری فرا می‌خواند. در اساطیر ایرانی او بود که پیشنهاد و فرمان ساختن تیر و کمان برای آرش کمان‌گیر را به منوچهر شاه داد تا گستره و آغوشش را برای فرزندان خود بازتر کند در متون پهلوی (8) او را یاری رسان نویسندگان به عنوان پدیدآورندگان فکر و اندیشه می‌دانند.
سراسر اوستا به ویژه فروردین یشت و
یسنای 38 آکنده از سخنانی در ستایش و گرامیداشت زمین و زن است. با توجه به منابع موجود دانسته می‌شود که اسفندگان در ایران باستان روز گرامیداشت زمین بارور و همتای انسانی آن یعنی بانوان بوده است. اما منظور از زن در این جشن همسر است و نه جنسیت آن. بیرونی (9) نیز در نقل آیین‌های جشن از زن به عنوان همسر یاد می‌کند و جنسیت زن را در نظر ندارد. آیین‌هایی که امروزه نیز در بسیاری از نقاط دور و نزدیک میهن برگزار می‌شود همگی در پیوند با روابط عاطفی و مهرآمیز همسران است و ارتباطی با جنسیت زنانه ندارند. این جشن هنوز هم به نام اسفندی در بسیاری از نواحی مرکزی ایران چون اقلید کاشان و محلات برگزار می‌شود. و زنان در این روز برای خشنودی ایزدبانوی پشتیبان باروری خود، آشی می‌پزند که به نام همین جشن، «آش اسفندی» نامیده می‌شود.
ایزدبانوی سپندارمذ، در اندیشه­ی جهانیان بسیار اثر گزار بوده است « ستایش زن و عشق هنگامی به ادبیات اروپایی (و اندک اندک به فرهنگ آنان) راه یافت که اروپاییان در جنگ‌های صلیبی با فرهنگ ایرانی آشنا شدند.(10)
امروزه در جهان جشنی به عنوان ولنتاین (11) در کنار اسفندگان برگزار می­شود. این دو جشن به لحاظ زمان‌بندی و برخی از درون‌مایه‌ها به یکدیگر شباهت دارند. ولنتاین از یک جریان عاشقانه در بعد از میلاد سرچشمه گرفته، اما جشن اسفندگان یادگاری بسیار کهن از اسطوره‌های زایش و باروری است. مقایسه کردن این دو جشن برای نگارنده انجام پذیر نیست. اما تصور می‌کنم مردمانی با فرهنگ و اندیشه­ی غنی و توانا شایسته است جشنی به بزرگی فرهنگشان برای زمین و زن (همسر)، این دو عنصر سودمند برگزار ‌کنند. ایرانیان که سپاسداری را از بایسته‌های زندگانی شمرده در این راه از هیچ کوششی فروگذار نمی‌کنند و باید برای سپاسداری از جایگاه زن و مادر هستی آموزش و فرزندان این خاک و بوم و به یاد کوشش‌های بی­وقفه زنان و مادران، این جشن را پاس دارند.

نوشته­ی : «شقایق فتح علی زاده»

اسفندگان؛ روز آسودگي زن در ايران باستان

زنان در اين روز كار را تعطيل مي‌كردند و اداره امور منزل بر عهده مردان بود.اين روز را «جشن مزدگيران » مي گفتند و مردان به زنان مزد يا هديه مي دادند.

تهران_ 29 بهمن 1383_ ميراث خبر: گروه فرهنگ، كيان مهر احمدي_ قرن‌هاست كه زرتشتيان در اين روز خانه‌هاي خود را پاكيزه مي‌كنند، گرد و غبار را از خانه‌ها مي‌روبند و عطر خوش آويشني كه بر چهار گوشه اطاق افشانده اند، خانه هاشان را مي‌آكند.
روز اسفند از ماه اسفند در فرهنگ زرتشتي روز اسفندگان است. روزي كه به زنان تعلق دارد و بنا به تاريخ، كهن ترين روز گراميداشت «زن» در جهان است.
اسفندگان به ايزدبانوي نگهبان زمين «سپندارمذ» تعلق دارد، به اين سبب او را مونث و دختر اهورامزدا خوانده‌اند. او موظف است زمين را خرم، آباد، پاك و بارور نگاه دارد. به اين جهت هر كس به كشت و كار و آباداني بپردازد، خشنودي سپندارمذ را فراهم مي‌كند.
در اساطير آمده است كه اين سپندارمذ بود كه براي «آرش» تير حاضر كرد و به او امر كرد كه براي تعيين مرز ايران و توران كماني برگزيند. در برخي منابع تاريخي آمده است كه در گذشته ، اسفند ماه و بويژه اين روز ، روز عيد زنان بوده است و مردان در اين روز به زنان بخشش مي کردند. سپندارمذ كه واژه اوستايي آن «سپنتا آرميتي» است به معناي تواضع مقدس است و فرشته سپندارمذ در عالم معنوي ، مظهر عشق و تواضع و فروتني و در عالم مادي، نگهبان زمين است.
از ابوريحان بيروني نقل است كه روز اسفندگان در ايران باستان روز زن بوده و در زمانهاي گذشته در اين روز زنان كار خانه را تعطيل مي‌كردند واداره امور منزل بر عهده مردان بود. به همين جهت اين روز را «جشن مزدگيران » مي گفتند و مردان به زنان مزد يا هديه مي دادند.
«كتايون مزداپور» دكتراي زبان و ادبيات باستاني در باره سپندارمذ معتقد است: چند هزار سال قبل از ميلاد، مادرخدايي وجود داشت كه حامي زمين خوانده مي شد.سپندارمذ شكل جديدي از آن مادر خداست. اسفندگان در فرهنگ زرتشتي يعني روزي كه متعلق به اين فرشته است و اين روز به نام روز "زن" در كتاب ابوريحان بيروني هم آمده است.
مزداپور در ادامه مي افزايد:در اين روز معمولا اهالي منزل زودتر از خواب برمي خيزند وخانه را آب و جارو مي كنند. بر پاشنه هاي در منزل ، آويشن مي ريزند وبا پختن آش و سيروگ (نان مخصوص زرتشتي ) اين جشن را برگزار مي كنند.
اما اين سنت در كيش زرتشتي چنان با دوام نمانده است. «پريا فرامرزيان» دانشجوي جوان زرتشتي درباره تداوم سنت هديه دادن به زنان در اسفندگان مي‌گويد:« البته من چيز زيادي از سنتهاي زرتشتي نمي دانم چون بيشتر از اينكه با همكيشان خودم مراوده داشته باشم با دوستان مسلمانم مي‌گردم اما يادم نمي آيد كه ما در خانه‌مان يك روز زن مخصوص زرتشتي ها داشته باشيم و در آن روز پدر به مادرم هديه بدهد. تا جايي كه يادم ميآيد ما هم روز زن را در همان روزهايي جشن مي‌گيريم كه همه ايراني‌ها جشن مي‌گيرند و همان كارهايي را انجام مي‌دهيم كه همه انجام مي‌دهند.»
اما «بابك سلامتي»، مدير مسئول نشريه امرداد كه مجله‌اي مخصوص اقليت زرتشتي است، عقيده ديگري دارد: «اسفندگان، سنتي فراموش شده بود و الان حدود 10 سالي مي‌شود كه دوباره احيا شده و در جامعه زرتشتي رواج پيدا كرده است.»
سلامتي درباره اين كه جوانان زرتشتي اين سنت را به ياد نمي آورند مي گويد:« تعدادي از خانواده هاي زرتشتي در فرهنگ همسايگان خود غرق شدند و فرهنگ خود را از ياد بردند. اما اين وضعيت در مورد همه زرتشتيان صدق نمي كند. بسياري از آنها با ظرائف و دقايق فرهنگ خود آشنا هستند و آداب و رسوم آن را به جاي مي‌آورند.»
سلامتي هرچند به خاطر ندارد پدرش در روز اسفندگان چه هديه‌اي به مادرش مي‌داده اما خودش در اين روز به همسرش هديه مي دهد. هرچند هديه‌اش ربطي به فرهنگ زرتشتي ندارد و تشكيل شده از «همين چيزهايي كه معمول است و همه به هم كادو مي‌دهند.»
بعضي از ايراني‌هايي كه زرتشتي نيستند اما به فرهنگ باستاني خود علاقمندند، روز زن را در اسفندگان جشن مي‌گيرند. «سهراب شفاعتي»، كه در زمينه فرهنگ و زبان‌هاي باستاني درس خوانده است، مي‌گويد:« اگر يادم نرود هر سال روز اسفندگان براي همسرم هديه مي‌خرم. چون معتقدم بهتر است كه روز زن را در مناسبتي كه ايراني است جشن بگيريم تا در يك مناسبت غربي.»
نخستين 8 مارسي كه در ايران براي پاسداشت روز جهاني زن جشن گرفته شد در سال 1300 اتفاق افتاد. روزنامه شرق قاديني (زن شرق) كه در آذربايجان شوروي منتشر مي شد و ميان زنان آذربايجان، گيلان و خراسان خوانندگان زيادي داشت در اين مورد نوشت: «نخستين جشن بين المللي زنان يعني 8 مارس در سال 1921 (1300) توسط زنان چپ ايران در انزلي برگزار شد. در اين جشن حدود 45 _ 50 نفر شركت داشتند. در اين اجتماع سيف الله يف از جانب حزب عدالت درباره اهميت روز بين المللي زنان سخنراني كرد و در پايان نمايشنامه اي كه به وسيله كمسومول آماده شده بود به اجرا در آمد.»
از سال 1300 به بعد گزارشي از برگزاري اين روز در دست نيست و ممكن است صبغه كمونيستي نخستين مراسم مانع برگزاري آن در سال هاي بعد شده باشد.
اما شايد بتوان پيشنهاد كرد به جاي 8 مارس غربي‌ها، اسفندگان كه سابقه‌اي چند هزارساله در ايران دارد جشن گرفته شود. پيشنهاد شما چيست؟

روز عشق ايراني 

 چهاردهم فوریه در بسیاری از کشورهای جهان مراسم روز ولنتاین برگزار می شود. روزی که مهرورزان و عاشقان به یکدیگر مژدگانی و هدیه می دهند. برپایه پژوهش ها و منابع تاریخی برگزاری چنین جشنی در فرهنگ ایران ریشه دارد و میان ایرانیان مرسوم بوده است. در دفتر گاهشماری و جشن های ایران باستان از هاشم رضی آمده است که در روز اسفند از ماه اسفند که برابر است با پانزدهم اسفندماه جشنی برپا می گشت که مردگیران یا مژده گیران بوده است

این جشن ویژه زنان بود و برای بزرگداشت آنان برپا می گشت. مردان برای گرامیداشت آن پیشکش داده و بخشش می کردند. زنان در آنروز فرمانروایی می کردند و مردان باید از آنان فرمان می بردند. در تاریخ گردیزی نیز آمده است از اینروی این جشن را مردگیری می نامند که زنان با آزادی تمام می توانستند مرد زندگی خود را برگزینند. در این روز مردان از آنان فرمانبرداری می کردند و آرزوهای آنها را برآورده می ساختند .

نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 18:18 توسط انجمن بشترنا| |

 

آبان روز از بهمن ماه برابر با 10 بهمن در گاهشماری ایرانی

ستایش پاک تو را باشد، ای آتش پاک گهر،
ای بزرگ­ترین بخشوده­ی اهورامزدا،
ای فروزنده­ای که در خوری ستایش را،
می­ستاییم تو را، که در خانه­مانمان افروخته­ای...

(اوستا - آتش نیایش)

شامگاه چهلمین روز پس از جشن شب چله، آبان روز از بهمن ماه و در چله­ی زمستان، جشن «سَدَه» یا «سَت» یا «سده سوزی» برگزار می­شود.
جشن سده در نواحی مختلف با نام­های مختلفی شناخته می­شود : در خراسان «سَرِه»، در نواحی اراک «جشن چوپانان»، در خمین «کُردِه»، در دلیجان «هَله هَله» و در بَدَخشان تاجیکستان به نام «خِرپَچار». در فراهان، سنگسر سمنان، چهار روز پیش و پس از سده را «چاروچار» و سردترین شب زمستان می­دانند.
همان­گونه که می­دانیم در ایران باستان سال به دو بخش تابستان بزرگ «هَمَه» و زمستان بزرگ «زَیِنَه» تقسیم شده بود که هریک را چَهره می­نامیدند. بخش نخست که تابستان است از آغاز فروردین تا آخر مهر، یعنی 210 شبانه روز و بخش دیگر که زمستان بزرگ است از آغاز آبان ماه تا آخر اسفند یعنی پنج ماه به اضافه­ی روزهای کبیسه و به عبارت دیگر در سه سال نخستین 156 روز و سال چهارم 157 روز بوده است. بنابراین سده عبارت است از 100 روز از آبان گذشته که سده یا سته نامیده می­شود، یعنی 100 روز از زمستان گذشته است.

ابوریحان بیرونی در «آثارالباقیه» می­نویسد :

«... ایرانیان پس از آن­که کبس از ماه­های ایشان برطرف شد، در این وقت منتظر بودند که سرما از ایشان برطرف شود و دوره­ی آن به سر آید، زیرا ایشان آغاز زمستان را از پنج روز که از آبان ماه بگذرد می­شمردند و آخر زمستان ده روز که از بهمن ماه می­گذشت می­شد... و اهل کرج این شب را «شب گَزَنه» می­گویند، یعنی شبی که در آن گزیدن زیاد است و مقصودشان این است که سرما شخص را در این شب می­گزد ...»

و در کتاب «التفهیم» نیز درباره­ی نامگذاری جشن سده آورده است :

«... و اما سبب نامش چنان است که از آن تا نوروز پنجاه روز است و پنجاه شب ...»

منوچهری دامغانی نیز می­گوید :

و نیک بیامدست به پنجاه روز پیش        جشن سده، طلایه­ی نوروز و نوبهار

برخی روایات پیدایش سده را به اردشیر پاپکان و برخی دیگر به کیومرث نسبت داده­اند و گفته­اند چون عدد فرزندانش به سد رسید، جشنی بزرگ برپا کرد و آتشی فراوان افروختند و آن را سده نام نهادند. از پیروزی فریدون بر ضحاک نیز خبر آمده است.

خلف تبریزی در «برهان قاطع» آورده است که :

«کیومرث را سد فرزند از اناث و ذکور بود، چون به حد رشد و تمیز رسیدند، در شب این روز جشن ساخت و همه را کدخدا کرد و فرمود که آتش بسیار برافروختند بدان سبب آن را سده می­گویند.»

در پی این مطلب نیز می­گوید که این جشن را بعضی به آدم نیز نسبت می­دهند، و آشکار است که منظور از آدم همان کیومرث است که در اساطیر ایرانی نخستین بشر محسوب می­شود.
بیرونی نیز در التفهیم و آثارالباقیه به همین موضوع در شمار یکی از انگیزه­های برپایی این جشن اشاره می­کند.

گَردیزی مولف «زین الاخبار» نیز همین نسبت را به گونه­ای دیگری یاد کرده و آن را به «مشیه» و «مشیانه» که در اساطیر ایرانی نخستین زوج محسوب می­شوند، نسبت می­دهد و این روایتی است که به گونه­های مختلف، اما در معنی، ریشه­ی یگانه دارند و اغلب مورخان یاد کرده­اند.
اما دلیلی دیگر نیز برای برپایی جشن سده یاد شده است و آن به پیکار فریدون و ضحاک بر می­گردد و از نگرش معنوی با داستان هوشنگ و مار سیاه آمیزه­های فراوانی دارد.

گوشه ای از مراسم جشن سده

از بسیاری اشارات نویسندگان، مورخان و پژوهشگران، آشکار است که جشن­های نوروز، سده و مهرگان، جشن­هایی بوده ­است همگانی که با سرور و شادمانی و به صورت کارناوال برپا می­شده است. مردمان هریک به فراخور توان به تهیه­ی هیزم و خار و خاشاک به ویژه چوب «گزمی» می­پرداختند و پشته­هایی از آن­ها فراهم می­کردند و آتش می­زدند، سپس با صورتک­هایی بر چهره و دست افشانی و پایکوبی تا چندین روز با گریز از همه­ی قیود، به جشن و شادمانی مشغول می­شدند. آتش­ها در بالای پشت بام­ها یا در دشت­ها و بلندی­ها روشن می­شد، مراسم جشن سده علاوه بر آتش افروزی­های گسترده، با برپایی مجالس سور و سرور و میهمانی­های بسیار مفصل همراه بوده است. پس از مراسم آتش افروزی، نیز این میهمانی­ها ادامه داشته و بر سر خوان می­نشتند و نوشخواری در حد افراط از رسوم بوده است. مجالس رقص و موسیقی و آواز تا بامدادان به طول می­انجامید و روز پس از جشن، پادشاه و بزرگان به پذیرایی می­نشستند.

دو چیز یافت از این آتش سده دو همال      ستاره یاره­ی زرین و آسمان خلخال
ز  آفتاب  یکی  جام کرد چرخ امشب        به یاد شاه به کف  برنهاد  مالامال

«منشوری سمرقندی»

جشن سده  و سال  نو  ماه محرم         فرخنده  کناد  ایزد   بر خسرو  عالم
جشن سده  در  مجلس  آراسته­ی  تو       با  شادی چون زیر همی سازد با  بم
جشن سده را رسم نگه داشتی ای شاه      آتش به خَشَن بردی از خانه­ی چهارم
چون  آتش  سوزنده  بیفروزد آتش        آن یک  رخ ساقی  و  دگر جام دمادم

«فرخی»

آمد  ای سید  احرار شب  جشن سده           شب جشن سده را حرمت، بسیار بوَد
می خور ای سید احرار شب جشن سده       باده خوردن بلی از عادت احرار بوَد

«منوچهری»

وینک بیامده است به پنجاه روز پیش      جشن سده طلایه­ی نوروز و نو بهار
آری هرآنگهی که سپاهی شود به رزم       ز اول به چند روز بیاید طلایه دار

«منوچهری»

گذاشتیم و گذشتیم و آمدیم و شدیم     تو  شاد زی  و بکن  نوش  باده­ی روشن
سده دلیل بهار است و روزگار نشاط     نشاط کن که جهان پر گل است و پر سوسن
بخواه جام و برافروز آذر بُرزین     که پر شمامه­ی کافور شد کُه و برزن

«عمعق بخارایی»

شب سده است بیار ای چراغ رود نواز        از آتش می، غم بسوز و چنگ نواز
به جام خویش مر این رام ِخویش را می ده     به کام خویش مر این زار خویش را بنواز
طریق راحت گشای و راه رنج به بند         عنان هجر فرو گیر و اسب وصل بتاز
چون شعر خوانی در وصف این شب سده خوان     چو عشق بازی در مدح شاه دنیا باز

«عثمانی مختاری»

شب­های سیه زلف مغان وش داری     در جام طرب باده­ی دلکش داری
تو خود همه ساله سده­ی خوش داری     تـا زلف چلیپا، رخ آتش داری

«خاقانی شیروانی»

آتش جشن سده، آتش مهر وطن است     کاندرین مُلک نخواهد که شب تار بود
در چنین جشن ِطرب، آری خورشید دگر     گر بتابد ز دل خاک، سزاوار بود
خرم است این سده و شادروان باد که گفت     شب جشن سده را حرمت بسیار بُوَد

«محمد دبیر سیاقی»

اَلاَرضُ و النّار مَشرقَه     وَالنّار مَعبودَه مذکانت النّار

«بشاربن برد تخارستانی»


بن نوشت­ها :

1. تاریخ نوروز و گاهشماری ایران - استاد عبدالعظیم رضایی
2. گاهشماری و جشن­های ایران باستان - هاشم رضی
3. جشن­های آتش - هاشم رضی
4. راهنمای زمان جشن­ها و گرهمایی­های ملی ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی
5. آثارالباقیه ابوریحان بیرونی - ترجمه­ی اکبر داناسرشت
6. برهان قاطع - خلف تبریزی

سپاس فراوان از پایگاه پژوهشی آریابوم

نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 16:59 توسط انجمن بشترنا| |

 بهترین سایت خدمات دهی