تارنگار فرهنگی انجمن بشترنا
تارنگاری برای رسیدن به آرمان های انسانی
موسیقی یکی از زیرمجموعه های هنر زیباست که از ابتدای خلقت در نهاد طبیعت وجود داشته است.آهنگ مرغان خوش نوا، وزش باد و حرکت برگ درختان، صدای آب جویباران و ریزش آبشارها موسیقی ابتدائی بشر بوده و نخستین آموزگار انسان در آموزش این هنر بوده است. بعدها به تدریج در اثر میل طبیعی انسان به تقلید نغمه ها و صداهائیکه در طبیعت وجود داشته و به همت و کوشش صنعتگران و هنرمندان از بعضی آتار طبیعت استفاده شده و آلات گوناگون موسیقی بر حسب احتیاج به وجود آمده است می دانیم موسیقی و شعر و رقص با یکدیگر پیوند مشترک داشته و چنانچه دیگران گفته اند این سه هنر از یک مادر متولد شده اند، همان آموزگاری که مویسقی را به بشر آموخته سرودن شعر را نیز به او یاد داده ست . چون پایه این دو هنر وزن بوده رفته رفته حرکات موزون با آن آمیخته شده و رقص به وجود آمده است . در این که کدام یک از این سه هنر اول پیدا شده اختلاف وجود دارد و حقیقت امر پیدا نشده است ولی می توان حدس زد که موسیقی بر دو هنر دیگر مقدم بوده است چنانچه گفته شد، این فن ها در اثر تقلید انسان از نشانه های طبیعت به وجود آمده ، مثلا نقاشی از تقلید دیدنیهای زیبای طبیعت است . نمونه های معماری و حجاری شاید آشیان و خانه حیوانات باشد انسان پس از آنکه آواز پرندگان را شنید و آن را حفظ کرد شیفته و عاشق شاهکارهای طبیعت شد و خواست آن اصوات را تقلید کند، زیرا شنیدن آن آوازهای خوش الحان برای او میسر نبود قبل از آنکه به خیال اختراع و ایجاد آلات موسیقی برآید مانند پرندگان از حنجره خود که آلت طبیعی موسیقی است استفاده کرد و شاید زمزمه و صوت او که در ابتدا ناهنجار بوده ولی در عینحال برای خودش مطبوع بوده و باعث آرامش خاطرش می شده. ولی انسان کنجکاو و باهوش که خودش ساخته و پرداخته اهورامزدا است بر اثر برخورد با عالم طبیعت ساز را بوجود آورد. مثلا وزش باد در چوب مجوفی به انسان آموزش داد که اگر قطعه چوبی را سوراخ کند و با نفس خود در آن بدمد یا فوت کند صدائی از آن شنیده می شود و کم کم سازی شبیه نی به وجود آمد که آن را قدیمترین آلت موسیقی بشر دانسته اند . با دمیدن نفس خود در ناحیه دهان خود و لب خود را به صورت یک سوراخ درآوردن صدایی تولید می شود که این صدا از همان سوراخ لبان خارج می شود که سوت نامیده می شود. همچنین وزش باد در تار عنکبوتی که به درختی تنیده شده انسان را راهنمایی کرد که اگر ریسمانی را از دو طرف محکم ببندد و آنرا به حرکت درآورد صدائی از آن توالید می شود که شاید این خود اولین گام در تولید سازهای زهی بوده است و شما هم دیده اید که گیتار هم از سیمهایی تشکیل شده که هر کدام صداهای زیر و بم را تولید می کند . همانطور که ما انسانها . خانم ها دارای صدای زیر و آقایان دارای صدای بم هستند. بعضی خانم ها و آقایان دارای تن صدای زیر و بم قشنگی هستند که که برای گویندگی و خوانندگی از آنها استفاده می شود و در گیتار، ناحیه های مختلف صدایی داریم که بعضی ناحیه ها صدای زیر و بم قشنگی دارد که بعدا در موردش بیشتر توضیح می دهم. به هر حال اینها وسائل اولیه بوده که پس از گذشت سالهای متمادی که تعیین حدود آن از تصور انسان بیرون است فکر ایشان در مراحل ترقی سیر کرده ذوق و شوق او هم در هنر و صنعت جلو رفته و مطابق احتیاجات خود آلات مختلف موسیقی را بوجود آورده است. بعضی از هنرمندان خواسته اند هنرهای زیبا را با یکدیگر مقایسه کنند و از شدت تاثیر شعر و موسیقی و اهمیت یکی بر دیگری سخن بگونید ولی احتمالا موسیقی بیش از شعر در مردم تاثیر گذاشته و اگر شعر با موسیقی باشد اثرش به مراتب بیش از موسیقی تنها و شعر بی آهنگ است .حتما همه ما این احساس را کردیم که صوت خوش الحان موسیقی ما را به خودش جذب می کند . اگر کسی در کوچه آواز خوشی به وسیله یکی از آلات موسیقی ایجاد کند بدون اینکه کلامی به آن اضافه شود . همان صدای خوش ما را از خانه بیرون می کشد . حتی من به یاد دارم زمانی که در خدمت مقدس سربازی انجام وظیفه می کردم، هنگامی که صبحگاه عمومی داشتیم و فرمانده پادگان برای بازدید یگانهای مستقر به جایگاه ویژه خود می رفت مارشی توسط رسته موزیک نواخته می شد که وصف ناپذیر است شما باید در آن هنگام باشید تا این احساس را در وجودتان حس کنید . حتی جایی خواندم روژه دولیل در جنگ سال 1872 میلادی با ساختن مارسییز که بعدها سرود ملی فرانسه خوانده شد توانست سربازان میهن خود را برای فداکاری حاضر کند تا به فتح و پیروزی نایل آیند. حتی دانشمندان کشف کرده اند که موسیقی بر حیوانات و گیاهان اثر خوبی دارد و باعث رشد گیاهان و در گاوها باعث افزایش شیر می شود. پس می بینیم موسیقی چه اثر خوبی به روح و روان انسان می دهد باز به دوران سربازی می رویم که می بایست در مقابل فرمانده پادگان رژه می رفتیم می بایست وزن پای خود را با ضرب مارش هماهنگ کنیم یعنی پای چپ خود را همزمان با طبل بزرگ محکم تر به زمین بکوبیم که ریتم قشنگی به مارش می داد اگر تمام سربازها پای خود را هماهنگ به زمین نکوبند صدای خوبی تولید نمی شود. حتی یکدسته از نوازندگان می بایست سازشان را در زمان معین می نواختند وگرنه صدای قشنگی تولید نمی شد، یعنی باید با هم مچ شوند وگرنه در اصطلاح می گویند ساز مخالف می زند ، یعنی تفاهم ندارند و حرفهایشان به هم نمی خورد و این نکته را باید اضافه کنم که برای اینکه موسیقی بیشتر موثر باشد محتاج به شعر و شعر نیازمند موسیقی است هرگاه ایندو با هم ترکیب شوند اثرشان شدیدتر است . البته فهم و معانی اشعار برای همه کس میسر نمی باشد و تنها گروه خاصی به این فن آگاهی دارند و از آن لذت می برند چون مضمون و استعارات و کنایات و سایر صنایع شعری آگاهی دارند پس در همین جا می توانیم موسیقی را اینگونه توصیف کنیم که صنعت ترکیب اصوات و صداهاست بطوریکه خوش آیند باشد و سبب لذت گوش و تحول روح ما گردد . صدائی که ما می شنویم از ارتعاش جسم صدادار به وجود می آید و این صدا در هوا تولید امواجی می کند و این موجها هوا را مرتعش می کند . صدا را به گوش ما می رساند پرده صماخ که در داخل گوش است در اثر ارتعاشات هوا لرزیده و صدا در گوش ما تولید می کند .اگر سیمی که قبلا ذکر کردم را از دو طرف محکم ببندیم و آن را به حرکت درآوریم که حرکت رفت و برگشت در آن واقع می شود در بخش فیزیک به آن نوسان می گویند پس نوسانهای منظم قابل سنجش و شمردن است . پس با این وجود تعریف دیگر موسیقی اینطور می تواند باشد موسیقی صنعت ترکیب آواهایی است که نوسانهایشان منظم و قابل شمارش است پس در این جا می بینیم که اگر نوسان در ثانیه بیشتر باشد صدا زیر و اگر نوسان کم باشد صدا بم تر است . آوای موسیقی به وسیله علاماتی مشخص می شوند که نت نامیده می شود . موسیقی یک زبان دارد که آن زبان بین المللی است . ما دو نوع موسیقی داریم. یکی موسیقی عملی که عبارت است از نواختن سازی یا خواندن آوازی و دیگری موسیقی نظری شامل 1-قواعد نت نویسی ، 2-علم صداشناسی ، 3-علم هماهنگی، 4-سازشناسی 5-ارکسترشناسی و 6-علم ترکیب موسیقی یا سازندگی. باید توجه داشت کسانی که می خواهند موسیقی یاد بگیرند ، بر دو قسم است یک یا می خواهند در نواختن یک ساز تخصص پیدا کنند یعنی نوازنده شوند یا دوم عده کمی هم می خواهند آهنگ ساز گردند. البته برای نوازندگان یادگیری تمام رشته های موسیقی لازم نیست ، بلکه فقط سرایش یعنی سرائیدن و صحیح خواندن و کلیات مقدماتی راجع به موسیقی نظری کافی است ولی سازندگان آهنگ باید تمام رشته های موسیقی را بلد باشند .در موقع خواندن خط موسیقی باید بدانیم امتداد هر نت چه اندازه است. نت ها به شکل مختلف درآمده و هریک از شکلها نماینده یک زمان معین است همانطور که در طبیعت صداها در واحد زمان با هم مساوی نیستند . بعضی کمتر طول می کشد و برخی طولانی تر هستند . پس هر نت دارای دو خاصیت است : وزن و آهنگ .وزن درجه امتداد نت است از حیث زمان و آهنگ زیری و بمی و عده نوسان های آن در ثانیه است، مثلا شما از کنار کوهها و رودخانه گذشته اید قطرات آب با وزن معینی روی سنگها می چکد همانطور که وزن دویدن و راه رفتن متفاوت است . نوشته: تارنمای يتااهو 





